تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
( 1 ) و خلاصى ده مرا از خشم و عذاب خود و بگردان از براى من بسوى هر نيكوئى راهى را و مگردان براى شيطان بر من راه تسلّطى را و نه براى پادشاه ظالمى و نگهدار مرا از شرّ اينها و شرّ اين سلطان جابر همهء آن و ظاهر آن و پنهان آن ، خداوندا روزى كن به من تهيه را نزد مرگ و تحصيل نمودن نيكويى را پيش از فوت تا آنكه بگردانى تو اين را تهيه در آخرت من و مونس از براى من در تنهايى من اى صاحب نعمت من بيامرز براى من گناه مرا و درگذر از لغزش من و قبول كن به سر در آمدن مرا و بر طرف كن از من اندوه مرا و سرد نماى به سبب برآوردن تو حاجت مرا گرمى تشنگى مرا و برآور براى من مطلب مرا و بر طرف كن به سبب توانگرى خود احتياج مرا و يارى كن مرا در دنيا و آخرت و نيكو گردان يارى كردن خود را براى من و رحم كن در دنيا غريبى و بىكسى مرا و نزد مردن افتادن مرا و در ميان قبرها تنهايى مرا و در ما بين طبقه‌هاى خاك تنهايى و بىكسى مرا و بفهمان به من نزد سؤال كردن منكر و نكير امامان مار و بپوشان قبيح گناهان مرا و فرو مگير مرا بر لغزش من و نيكو گردان براى من خوابيدن در قبر را و گوارا و نيكو ساز زندگانى مرا اى هم صحبت مهربان من ( 2 ) و اى آقاى شفقت‌كننده بر من و اى همراه من در هر راهى و اى بيرون آورندهء من از حلقه‌هاى « 1 » تنگ اى فريادرس فريادرس طلبان و اى بر طرف كنندهء اندوه اندوهناكان و اى دوستدار توبه‌كنندگان اى سردى چشم عبادت‌كنندگان « 2 » اى يارى دهندهء دوستان خود كه پرهيزكارانند اى همراز دوستان خود كه وحشت و اجتناب‌كنندگانند از مردم و اى صاحب روز جزا اى پروردگار عالميان اى خداى پيشينيان و پيسنيان به تو چنگ در زده‌ام من و به تو اعتماد نموده‌ام و بر تو توكّل كرده‌ام و بسوى تو بازگشت مىنمايم و از تو طلب يارى مىكنم و به سبب تو منع دشمنان مىكنم و بسوى تو مىگريزم پس رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و ببخش به من نيكوئى را در جملهء كسانى كه بخشيده‌اى به آنها و راهنمايى كن مرا در جملهء كسانى كه راهنمايى نموده‌اى ايشان را و به سلامت بدار مرا در جملهء كسانى كه به سلامت داشته‌اى ايشان را و كفايت كن مرا در جملهء كسانى كه كفايت نموده‌اى تو ايشان را
هامش
( 1 ) مراد حلقه‌هاى تنگ بلاها و مصيبتها و ورطه‌هاى دنيوى است يا آنكه مراد تنگى در معيشت و روزى است يا آنكه مراد مطلق زندگانى در دار دنيا است چنانچه در حديث وارد شده كه « الدنيا سجن المؤمن » يعنى دنيا زندان مؤمن است و ممكن است كه مراد تنگى قبر باشد يعنى اى بيرون آورنده و برانگيزندهء مردمان از قبر تنگ . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى اى خوشحال سازندهء عبادت‌كنندگان
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 378 | السيد ابن طاووس / الطبسي