تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
( 1 ) هنگامى كه گفته‌اى بدرستى كه منم خداى در همهء اوقات باقى و به حق دانش پنهان تو « 1 » و به حق توانايى تو بر آفريدگان و به حق نام تو كه آن نام نوشته شده است در دور كرسى تو و به حق صفتهاى تو « 2 » كه تمام و كاملند اى عزيزترين « 3 » هر نام برده شده و اى پيشتران در عزّت و دائمىتر آنها در پادشاهى و مملكت اى رحم‌كنندهء به هر طلب رحم‌كننده‌اى و اى مهربان به هر درويشى « 4 » و اى نزديكترين كسى كه خوانده شده است و زودترين آن از براى برآوردن حاجت و اى گشايش دهندهء از هر ستم رسيده‌اى و اى بهترين كسى كه خواسته شده است از او احسان و اى زود بخشنده‌تر و برآورنده‌تر مر حاجتها را و اى نيكوتر از حيثيت مهربانى و بخشش اى كسى كه ترسيده‌اند فرشتگان از روشنى برافروخته در دور كرسى او و عرش او كه صفّ زنندگانند آن فرشتگان و تسبيح‌گويانند ( 2 ) و طواف‌كنندگانند و فروتنى نمايندگانند و اقرار و اطاعت‌كنندگانند اى كسى كه شكوه مىآورند مردمان بسوى او از ترس عبقات او و مىترسند خلايق از او و پناه مىآورند بسوى او از ترس عذاب او در بيدارى شبها اى كنندهء نيكوئيها و بر طرف نمىشود نيكويى از كردار او اى آوازكنندهء مخلوقات خود در روزى كه برانگيزاند خلايق خود را و بندگان خود را در زمين محشر پس در آن هنگام ايشان به پا ايستادگان و نظركنندگانند اى كسى كه هر گاه اراده نمايد چيزى را بجاى مىآورد آن را ، اى كسى كه گفتار او « 5 » كردار اوست اى كسى كه مىكند آنچه را كه مىخواهد به هر نحو كه مىخواهد و نمىكند « 6 » آنچه را كه مىخواهد غير او اى كسى كه مخصوص ساخته است نفس خود را به دائم بودن و باقى بودن و نوشته و لازم گردانيده است بر همهء مخلوقات خود مردن و نيستى را اى كسى كه صورت مىدهد در شكمها آن صورتى را كه خواهد
هامش
( 1 ) يا به حق دانش تو علمهاى پنهان را . ( 2 ) يا آنكه به حق پيغمبران و امامان تو كه تمام و كاملند . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى اى عزيزترين كسانى كه مىتوان نام ايشان را ذكر نمود . ( 4 ) مسكين كسى است كه او را هيچ سد رمقى نباشد و ضعيف و ذليل و خوار و مظلوم باشد . ( 5 ) يعنى اى كسى كه گفتار او متصل و مقارن است يعنى امر نمودن او به موجود شدن اشيا به كردار او يعنى به ايجاد اشياء يا آنكه گفتار او عين ايجاد نمودن اشيا است و بر هر تقدير اشاره به قول خداى تعالى است كه فرموده كه وإِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُيعنى و هر گاه اراده نمايد خداى تعالى ايجاد چيزى را پس مىگويد به آن چيز كه موجود شو پس موجود مىشود . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى و نمىتواند كرد غير خداى تعالى هر چيز را كه خواهد و محتمل است كه معنى آن باشد كه و نمىكند خداى تعالى همهء آنچه را كه خواهد غير او يعنى خداى تعالى بر وفق خواهش مردمان و ديگران كارى نمىكند بلكه بر وفق ارادهء خود و مقتضاى مصلحت كارها را مىكند و اين معنى بنا بر آن است كه كلمهء غيره فاعل يشاء باشد و احتمال اوّل اقرب و بهتر است به قرينهء اختصاص و مقابله چنان كه بر متأمّل مخفى نماند . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 375 | السيد ابن طاووس / الطبسي