( 1 ) بر « 1 » آب وقتى كه نبود زمين پهن گرديده شده و نه آسمان بنا گذاشته شده و نبود آفتابى كه روشنى بخشد و نه ماهى كه دور نمايد و نه كوكبى كه حركت كند و نه ستارهء روشنى و نه ابرى برانگيخته و نه دنياى دانسته شده و نه آخرتى فهميده شده و باقى مىمانى تو در حالى كه باشى يگانه و تنها چنان كه بودهاى يكّه و تنها دانستهاى تو آنچه را كه موجود شده است پيش از آنكه موجود گردد و به ياد داشتهاى آنچه را كه بوده است پيش از آنكه متحقق شود . نيست نهايتى براى نعمتهاى تو جارى است دانش و فرمان تو در آنچه اراده نمايى و هر آنچه خواهى تو آن را و روان است قدرت و حكم تو در آنچه اراده كنى و در آنچه خواهى از به عوض آوردن زمين بعد از زمينى و آسمانى بعد از آسمانى و آنچه را كه خلق نمودهاى تو در آنها و آفريدهاى و موجود نمودهاى از هر چيزى و تويى كه مىگويى مر چيزى را كه موجود شو پس موجود مىگردد نيست خدايى مگر تو يگانهاى تو نيست شريكى از براى تو ( 2 ) توئى خدا خدا خداى بلند مرتبهء بزرگ زندهء به خود بر پاى تويى خدا خدا خداى بردبار بخشنده تويى خدا خدا خداى بىهمتاى مقصود در حاجتها تويى خدا خدا خداى تازه پديد آورندهء آسمانها و زمين ، عزّت تو غلبهكننده است و پناه آورنده به تو قوى است « 2 » و فرمان تو غلبهكننده است و تويى پادشاه قهركنندهء با عزّت فخركننده ، نيست خدايى مگر تو تنهايى و جدائى نمودهاى تو از خلايق در پادشاهى خود و پنهان گشتهاى تو از نظر مردمان به سبب جبروت و بزرگى خود و حيران باز ماندهاند چشمهاى فرشتگان تو كه نزديكانند و بر طرف و مدهوش شده است عقلهاى ايشان در فكر بزرگى تو ، نيست خدايى مگر تو مىبينى تو از دورى بلندى مرتبهء خود و ارتفاع منزلت خود آنچه را كه باشد زير خاك و در آخر طبقههاى زمين پست از علم آخرت و دنيا و آنچه را كه باشد در تاريكى و در هواى روشن « 3 » و مىبينى تو روان شدن مورچهء كوچك را در خاك و مىبينى تو جاى پاى مورچه را بر سنگ هموار مىشنوى تو آواز بالهاى مرغان را در هوا و مىدانى تو گرديدن حركتكنندهء
هامش
( 1 ) يعنى قبل از خلق آسمانها و زمين در زير عرش مخلوقى به غير از آب نبود و از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه فرمودند پيش از خلق زمين و آسمانها خداى تعالى عرش را بر روى آب خلق نمود تا آنكه بر ملائكه قدرت الهى ظاهر شود پس آن گاه عرش بالا برده شد و آن را بالاى هفت آسمانها گردانيدند . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى صاحب قوتى است كه به سبب آن قوت ضرر دشمنان را از خود منع مىكند . و اللَّه يعلم
( 3 ) هواء با مدّ و كشش صوت ، جسمى است كه ما بين زمين و آسمان است كه قابل و محل تاريكى و روشنى است و از جهت رعايت سجع همزهء آن افتاده و اما هوى بىمدّ كه به معنى خواهش نفسانى است در اين مقام مناسب نيست . و اللَّه يعلم بالصواب