تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
( 1 ) تهديد تو و فرمانبردارى براى دشمن من و دشمن تو « 1 » باز نداشت ترا اى خداوند من و يارىكنندهء من ترك كردن من و ضايع نمودن من شكر نعمتهاى ترا از تمام كردن تو نيكوئىهاى خود را و مانع نشد مرا اين شيوهء تو از مرتكب شدن چيزهايى را كه به خشم آورد ترا خداوندا و اين « 2 » جاى ايستادن بندهء بىمقدارى است كه اعتراف نموده است براى تو به يگانگى و اقرار كرده است بر نفس خود به تقصير و كوتاهى در بجاى آوردن حق تو و گواهى داده براى تو به تمامى و فراخى نعمت تو بر او و نيكوى از طريقهء تو در نزد او و احسان تو بسوى او پس ببخش به من اى خداى من و آقاى من از فضل خود آنچه را كه اراده نمايم و بگردانم وسيله‌اى بسوى رحمت تو و فرا گيرم آن را نردبانى كه بالا روم در آن بسوى خشنودى تو و ايمن شوم به سبب آن از غضب تو قسم مىدهم ترا به عزّت تو و به قدر تو و به حقّ پيغمبر تو محمّد و به حق امامان كه رحمتهاى خدا باد بر آن حضرت و بر ايشان همه پس مر ترا است ستايش اى پروردگار من بسا از بسيار صاحب قدرى كه مغلوب نمىشود و صاحب حلمى كه شتاب نمىكند رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد ( 2 ) و بگردان مرا براى نعمتهاى خود از جملهء شكركنندگان و از براى نيكوئىهاى تو از جملهء ياد آورندگان اى خداوند من و بسا از بنده‌اى كه شام كند و داخل در صبح شود در حالت سختى مرگ و تردّد و تندى نفس ( يا صداى خرخر ) در سينه و نگاه كردن بسوى چيزى كه « 3 » مىلرزد از آن پوستهاى او و جزع مىنمايد بسوى او دلها و من اكنون در سلامتم از اينها همه پس از براى توست سپاس اى پروردگار من بسا از بسيار قادرى كه مغلوب نمىشود و صاحب حلم و بردبارى كه شتاب نمىنمايد رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا براى نعمتهاى خود از جملهء شكر گويان و بر احسانهاى خود از جملهء ياد آورندگان اى خداى من و بسا از بنده‌اى كه شام كند و صبح نمايد بيمار و دردناك نزديك به هلاكت در ناله و فرياد مىغلطد در اندوه خود و نمىيابد نجاتى « 4 » و گوارا نمىكند بر خود طعامى را و شيرين نمىگرداند در كام خود
هامش
( 1 ) مراد شيطان است . ( 2 ) يعنى اين جايى كه من ايستاده‌ام جاى بندهء خفيف و خوار است . ( 3 ) يعنى ملك موت و ساير امور هولناكى كه در وقت جان كندن مشاهده مىشود . و اللَّه يعلم ( 4 ) يا چاره‌اى يا پناهى
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 355 | السيد ابن طاووس / الطبسي