تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
( 1 ) بار گرانى را از محنت آزار كشيدن و سختى فرمانبردارى و مشقّت بندگى و گرانى مال « 1 » مقرّر بر او « 2 » « 3 » يا بسا از بنده‌اى كه مبتلا باشد به بلاى سختى كه نباشد مقاومتى « 4 » او را به آن بلا مگر به احسان و شفقت تو بر او و منم خدمت كرده‌شدهء نعمت داده‌شدهء راحت بخشيده‌شدهء عزّت داشته شده در نجاتم از آنچه آن بنده در آن است پس از براى توست ستايش اى پروردگار من بسا از صاحب قدرتى كه مغلوب نمىشود و صاحب حلمى كه تعجيل ننمايد رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا براى نعمتهاى خود از جملهء شكركنندگان و براى احسانهاى خود از ياد آورندگان اى خداى من و مولاى من و آقاى من و بسا از بنده‌اى كه شام كرده و به صباح آورد رانده‌شدهء آواره گشتهء مدهوش‌شدهء راه گم كردهء گرسنهء ترسان برهنهء در صحراها و بيابانها به تحقيق كه سوزانيده او را گرما و سرما و او باشد در مشقّت از تعيّش و زيستن و در تنگى از زندگانى و خوارى از مرتبه و منزلت نگاه كند به سوى نفس خود از روى حسرت كه قادر نباشد « 5 » براى خود بر دفع ضررى و نه بر نفعى و من خالى و فارغم از اين محنتها همه به سبب بخشش تو و احسان تو پس نيست خدايى مگر تو تسبيح و تنزيه مىكنم ترا تعجب است از بسيار توانائى كه عاجز نمىشود و صاحب بردبارى كه شتاب نمىكند ( 2 ) رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا براى نعمتهاى خود از شكرگزاران و براى احسانهاى خود از يادكنندگان و ترحّم نماى مرا به شفقت خود اى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان [ اى مالك رحم‌كنندگان ] مولاى من « 6 » و آقاى من و بسا از بنده‌اى كه شام كند و بامداد كند در بيمارى دردناك خستهء مشرف بر مرگ خوابيدهء بر بسترهاى بيمارى و افتاد در جامهء خستگى مىگردد به جانب راست و چپ نمىيابد چيزى را از لذّت خوردنى و نه از لذّت آشاميدنى نگاه مىكند به سوى خود از روى حسرت قدرت ندارد براى خود دفع ضررى را
هامش
( 1 ) يعنى اسير مردمان شده باشد . ( 2 ) ضريبة مالى را گويند كه آقا بر غلام و كنيز خود قرار دهد كه هر روز يا هر هفته يا هر ماه از كسب خود به آقا دهد . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى سنگينى ماليات بر او . ( 4 ) يعنى كه طاقت آن بلا را نياورد و نتواند كه آن را دفع نمايد مگر به تفضّل تو . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى هيچ كارى از او متمشّى نگردد يا آنكه ضرر به غيرى و نفع به خود نمىتواند رساند يا آنكه نمىتواند پيش از اجل خود را ميراند تا از بلاها خلاصى و نجات يابد . و اللَّه يعلم ( 6 ) مترجم گويد كه اين فقره از « مولاى و سيدى » تا به « مولاى و سيّدى » ديگر به حسب معنى نزديك است با آنچه سابقا گذشت و در لفظ اندك تفاوتى دارد و از اين جهت است كه در بعضى از نسخه‌ها اين فقره موجود نيست و ليكن چون در اكثر نسخه‌هاى صحيحه بود لهذا متعرض ترجمهء آن گرديد . و اللَّه يعلم