تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
( 1 ) كسى را كه پناه آورده باشد به سوى قلعه و حصار محكم يارى طلب كردن از تو پس نگاهداشتى تو مرا از شدّت عقوبت او به توانايى خود پس از براى توست سپاس اى پروردگار من بسا از بسيار توانايى كه مغلوب نمىشود و صاحب بردبارى كه شتاب نمىكند رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا از براى نعمتهاى خود از جملهء شكرگويان و از براى احسانهاى خود از ياد آورندگان اى خداى من و بسا از ابرهاى مكروه و ناخوشى كه گشودى آنها را و ابر نعمتى كه بارانيدى آن را و جويهاى بخششى كه روان ساخته‌اى آنها را و چشمه‌هاى « 1 » بلا و آفتهايى كه پر كردى آنها را و تازه پديد آمدهء رحمتى كه پهن كردى آن را و سپر عافيت و فراغتى كه پوشانيدى آن را يعنى آن را بر من پوشانيد ( 2 ) و فروگيرنده‌هاى غمهائى كه بر طرف كردى آنها را و فرمانهاى جارىشده‌اى كه تقدير نمودى آنها را و عاجز نكردند آنها ترا چون كه طلب نمودى آنها را ( كه موجود شوند ) و نافرمانى نكردند بر تو در وقتى كه خواستى آنها را ( كه حاصل شوند ) پس مر ترا است درود اى پروردگار من بسا از قادرى كه مغلوب نمىشود و خداوند حلمى كه شتاب نمىكند رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و برگردان مرا براى نعمتهاى خود از شكركنندگان و براى احسانهاى خود از ياد آورندگان اى خداى من و بسا از گمان نيكويى كه راست آوردى آن را و بسا از نيستى پريشانى كه اصلاح و تدارك نمودى آن را و از درويشى گران بارى كه گردانيد آن را « 2 » و از افتادن هلاك‌كننده‌اى كه برداشتى صاحب آن را و از آزار و تعبى كه بر طرف نمودى آن را ، پرسيده نمىشوى اى مولاى من از آنچه مىكنى و مردمان سؤال كرده نمىشوند ( از كردار خود ) و كم نمىكند خزانهء ترا آنچه خرج و بخشش نموده‌اى و هر آينه و به تحقيق كه سؤال كرده شدى تو پس عطا فرمودى و سؤال كرده نشدى پس ابتدا نمودى به بخشش و طلب نوازش كرده شد درگاه فضل و احسان تو پس ردّ سؤال ننمودى ، نخواستى تو مگر نعمت دادن و عطا فرمودن را و مگر بخشش را اى پروردگار من و نيكى كردن را و ابا كردم و نخواستم اى پروردگار من مگر مرتكب شدن حرامهاى ترا و جرأت نمودن بر گناهان و نافرمانىهاى تو و درگذشتن از قرار داده‌هاى تو و بىخبر و بىپروا بودن از
هامش
( 1 ) و ممكن است كه « اعين » جمع عين به معنى چشم باشد و در اين هنگام طمس به معنى كور كردن است و معنائى كه ترجمه به آن شده به جدول و جوى مناسب‌تر است هر چند اين معنى ثانى به اصل لغت طمس أنسب است چه طمس در لغت به معنى محو كردن و بر طرف نمودن اثر است و پر كردن چشمه بر طرف شدن اثر آن را لازم دارد و صريح لغت پر كردن طمّ است نه طمس . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى آن را به توانگرى متّصل ساختى .