تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
( 1 ) اى برانگيزندهء روحها اى صاحب عطا و بخشش اى كسى كه به دست قدرت اوست هر كليدى اى شنوندهء هر آوازى اى پيشىگيرندهء هر نايابى « 1 » اى زنده‌كنندهء هر شخصى پس از مرگ اى تهيّه و ذخيرهء من در روز سختى من اى نگاهدارندهء من در بىكسى من اى هم راز من در تنهائى من اى كارگذار من در نعمت من اى پناه من در هنگامى كه عاجز كند مرا راهها « 2 » و بسپارند مرا به زير خاك « 3 » خويشان و ترك نمايد يارى مرا هر مصاحبى اى معتمد كسى كه نباشد معتمدى براى او اى تكيه‌گاه كسى كه نباشد تكيه گاهى براى او اى ذخيرهء كسى كه نباشد ذخيرهء براى او [ اى جاى محكم كسى كه نباشد جاى محكم براى او ] اى پناه كسى كه نباشد پناهى براى او [ اى گنج كسى كه نباشد گنجى براى او ] اى محل اعتماد كسى كه نباشد محل اعتمادى براى او اى فريادرس كسى كه نباشد فريادرسى براى او اى همسايهء كسى كه نباشد همسايه‌اى براى او اى همسايه من كه متصل است به من اى معتمد من كه محكم است او اى خداى من بدرستى و راستى ( 2 ) اى پروردگار خانهء آزاد « 4 » شده اى مهربان اى يار مصاحب رهائى ده مرا [ خلاص كن مرا ] از حلقه‌هاى تنگ بلاها و بگردان از من هر اندوه و غم و تنگى را و كفايت نماى مرا از شرّ آنچه قدرت بر صبر آن ندارم و يارى كن بر آنچه طاقت دارم اى باز گردانندهء يوسف بر يعقوب اى بر طرف كنندهء آزار ايّوب اى آمرزندهء گناه داود « 5 » اى بالا برندهء عيسى پسر مريم و نجات دهندهء او از دستهاى جماعت يهود اى برآورندهء دعاى يونس در تاريكىها « 6 » اى برگزينندهء موسى به سخنان اى كسى كه آمرزيده است براى آدم گناه او را و بالا برده است ادريس را [ به جايگاه بلند ] به رحمت خود اى كسى كه رها نموده‌اى نوح را از غرق شدن اى كسى كه هلاك ساخته قبيله « 7 »
هامش
( 1 ) يعنى هيچ چيز از دست قدرت تو بيرون نمىرود و فرمان تو به همهء آنها مىرسد . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى راههاى مختلف باشد و حيران و سرگردان شوم و ندانم كه راه حق كدام است يا آنكه مراد آن است كه مرا راههاى معاش عاجز كند كه ندانم كه به جهت تحصيل روزى به كدام راه روم . و اللَّه يعلم ( 3 ) ابن اثير نقل نموده كه گفته مىشود : « أسلم فلان فلانا » هر گاه او را به هلاكت بينداز و واگذارد و او را از شرّ دشمن حمايت نكند . ( 4 ) مراد از بيت عتيق كعبه معظمه است و آن را عتيق گويند از جهت آنكه از ملكيّت احدى آزاد است يعنى ملك كسى نيست يا آنكه در زمان طوفان نوح از غرق آزاد بود يا آنكه عتيق به معنى قديم است زيرا كه اوّل زمين كعبه خلق شده و بعد از آن پهن شده و جايهاى ديگر به هم رسيده پس ، آن از همهء اجزاى زمين پيشتر و قديمىتر است . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى ترك اولائى كه از داود صادر شده بود زيرا كه همهء پيغمبران معصوم و پاك از گناه هستند . ( 6 ) مراد از تاريكيها تاريكى شب و تاريكى دريا و تاريكى شكم ماهى و تاريكى شكم ماهى ديگرى است كه ماهى اوّل را فرو برده بود و در مدت مكث يونس در شكم ماهى خلاف است هفت ساعت و سه روز و هفت روز و چهارده روز و چهل روز همه منقول است . و اللَّه يعلم ( 7 ) عاد اولى قبيلهء هود است و عاد ثانيه قبيله ارم .