تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
( 1 ) را كه اوّل بودند و قوم ثمود را پس باقى نگذاشت از ايشان كسى را و قوم نوح را پيش از ايشان بدرستى كه بودند ايشان ستم‌كننده‌تر و سركش‌تر و شهرهاى سرنگون را هلاك نمود اى كسى كه هلاك ساخت بر گروه لوط و هلاك نمود بر قوم شعيب اى كسى كه فرا گرفته است ابراهيم را دوست خود اى كسى كه فرا گرفته است موسى را سخنگوى با خود و فرا گرفته است محمد را كه رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و بر پيغمبران همه ، دوست خود ، اى دهندهء به لقمان دانائى درست را و اى بخشندهء به سليمان پادشاهى را كه سزاوار نيست براى كسى پس از او اى كسى كه يارى كرده است اسكندر ذو القرنين را بر پادشاهان گردنكشان اى كسى كه بخشيد به خضر زندگانى را و برگردانيد براى يوشع [ پسر نون ] نور آفتاب را [ آفتاب را ] پس از فرو رفتن آن اى كسى كه قوى گردانيد دل مادر موسى را و نگاهداشت عورت و عرض مريم دختر عمران را اى كسى كه محافظت نمود يحيى پسر زكريا را از گناه و فرو نشانيد از موسى خشم او را ( 2 ) اى كسى كه مژده داده است زكريا را به وجود يحيى اى كسى كه فدا نمود براى اسماعيل از كشته شدن [ به قربانى بزرگ ] اى كسى كه قبول نمود قربانى هابيل را و گردانيد دورى از رحمت خود را بر قابيل اى گريزانندهء گروه‌ها براى يارى محمّد رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بر همهء فرستادگان و فرشتگان تو كه نزديكان و جماعت فرمانبرداران تو هستند همه و سؤال مىكنم ترا به هر حاجتى كه سؤال كرده است ترا به آن احدى از آن كسانى كه خشنودى تو از او پس لازم ساخته‌اى بر خود براى او آوردن حاجت او را اى خدا اى خدا اى خدا اى بخشنده اى بخشنده اى بخشنده اى مهربان اى مهربان اى مهربان [ اى بخشنده اى مهربان اى بخشنده اى مهربان اى بخشنده اى مهربان ] اى خداوند بزرگى و بخشش اى خداوند بزرگى و بخشش اى خداوند بزرگى و بخشش به حقّ آن نام به حق آن نام به حق آن نام به حق آن نام به حق آن نام ، به حق آن نام ، به حق آن نام ، ( 3 ) سؤال مىكنم ترا به حقّ هر نامى كه ناميده‌اى به آن ذات خود را يا آنكه فرو فرستاده‌اى آن را در يكى از كتابهاى خود يا آنكه اختيار نموده‌اى آن را در دانش نهانى در نزد خود [ و به جايگاههاى عزّت از عرش تو و نهايت رحمت از كتاب تو ] و به حرمت اين كلام كه اگر آنكه باشند آنچه در زمين است از درختان قلمها و دريا شود مداد آنها « 1 » از پس آن باشد هفت
هامش
( 1 ) مراد چيزى است كه به واسطهء آن توان چيزى نوشت مثل مركب و شنجرف و مانند آن‌ها . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 262 | السيد ابن طاووس / الطبسي