تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
( 1 ) 4 - و از آن جمله دعاى ديگر است از براى مولاى حضرت امام حسين بن على عليهما السّلام : خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو تهيهء اسباب اهل راه‌يافته‌شدگان و كردارهاى جماعت پرهيزكاران را و نصيحت پذيرفتن جماعت توبه‌كاران را و قصد اهل تحمّل را و ترس جماعت بيمناكان را و خواستن اهل دانائى را و زينت [ نيّت ] جماعت پارسايان را و ترس جماعت زارىكنندگان را تا آنكه بترسم از تو خداوندا ترسيدنى كه باز دارد مرا از گناهان تو و تا آنكه بكنم فرمانبردارى ترا كردنى كه سزاوار شوم به سبب آن بخشش ترا و تا آنكه نصيحت پذير شوم در توانائى عبادت كردن [ توبه كردن ] جهت ترس از براى تو و تا آنكه خالص سازم نيّت را از براى تو در نصيحت پذير شدن جهت دوستى از براى تو و تا آن كه اعتماد نمايم بر تو در كارها از جهت نيكوئى اعتقادى كه دارم به تو منزّه است آفريدگار روشنى منزّه است خداى بزرگ و متلبّسم به ستايش او ( 2 ) 5 - دعاى ديگر است از براى مولاى ما حضرت امام حسين عليه السّلام كه آن را در هر صبح و شام مىخواندند و دعا اين است : ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان و يارى مىجويم به نام خدا و به ذات خدا [ و از خدا و به سوى خدا ] و در راه خدا و بر پيروى دين فرستادهء خدا و اعتماد كرده‌ام بر خدا و نيست حركتى و نه توانائى مگر به خداى بلند مرتبهء بزرگ خداوندا بدرستى كه من سپرده‌ام جان خود را به تو و گردانيده‌ام روى خود را به سوى تو و واگذاشتم كار خود را به سوى تو . و از تو و بس سؤال مىكنم سلامتى از هر مكروهى را در دنيا و آخرت . خداوندا بدرستى كه تو كفايت مىكنى مرا « 1 » از هر كسى كفايت نمىكند مرا از تو كسى پس كفايت كن مرا از هر كسى آنچه را كه مىترسم و دورى مىكنم از آن و بگردان براى من از كار من گشايشى را و محل بيرون آمدنى را پس بدرستى كه تو مىدانى و نمىدانم من و توانائى تو و توانا نيستم من و تو بر همه چيز توانائى به حق رحمت تو « 2 »
هامش
( 1 ) يعنى تو مرا كافى هستى و به ديگرى احتياج نيست . ( 2 ) « برحمتك » متعلق به « فاكفنى » است . يعنى مرا كفايت كن و بگردان براى من گشايشى را به حق رحمت تو .