( 1 ) خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا به حرمت نام تو به نام خداى بخشندهء مهربان اى صاحب بزرگوارى و احسان اى زنده اى پاينده « 1 » اى زندهاى كه نيست خدائى مگر تو اى كسى كه اوست و بس اى كسى كه نمىداند احدى كه چيست او و نه آنكه چگونه است او و نه كجاست او و نه چه جاست او مگر آن خدا اى صاحب پادشاهى « 2 » و مملكت اى خداوند عزّت و غلبه و بزرگوارى اى پادشاه اى بسيار پاكيزه از نقصها اى سالم از همهء عيبها اى امان دهنده « 3 » اى حفظكننده و نگاهبان « 4 » اى غلبهكننده اى درستكنندهء شكستگىها « 5 » اى بزرگوار « 6 » اى تقديركننده « 7 » اى آفرينندهاى صورت دهنده اى نفع بخشنده [ اى تدبيركنندهاى با شدّت اى آغازكنندهاى بازگرداننده اى نابود كنند ] اى بسيار دوست [ اى ستايششدهاى عبادت شده ] اى دور « 8 » اى نزديك به همه چيز اى برآورندهء حاجتها اى نگهبان اى كفايت نماينده اى تازه پديد آورنده اى بلند مرتبه اى باز دارندهء بلاها اى شنوا اى دانا اى درست كردار اى بخشنده اى بردبار [ اى ايستاده اى هميشگى اى دانا ] اى هميشه اى بلند مرتبه اى بزرگ اى مهربان اى بخشنده اى جزا دهنده اى يارى طلب كرده شده اى بزرگ مرتبه اى نيكوكار اى كارگذار اى ضامن روزى خلايق اى قبولكنندهء پشيمانى ( 2 ) اى رسانندهء خير اى صاحب شرف اى راهنماى اى رساننده به راه راست اى ابتداكننده به خلق « 9 » [ اى آفريننده ] اى اوّل همه چيز اى آخر همهء اشيا اى آنكه آشكار است آثار او اى آنكه پنهان است ذات او [ اى ايستاده اى هميشگى اى دانا ] اى حكمكننده اى فيصل دهندهء كارها اى عدالتكننده اى جدا سازندهء حق از باطل « 10 » اى رسانندهء نعمتها « 11 » اى پاك [ اى آشكار ] اى پاككننده اى توانا اى بسيار با قدرت اى بزرگ اى بسيار بزرگوار [ اى يكتا ] اى بىهمتا اى مقصود در حاجتها اى كسى كه نزائيده و زائيده نشده و نيست و نبود براى او
هامش
( 1 ) يا آنكه اى قائم به امور خلايق .
( 2 ) يا آنكه اى صاحب پادشاهى اين عالم و عالم بالا . و اللَّه يعلم
( 3 ) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه خداى تعالى را مؤمن مىگويند به اعتبار آنكه ايمن از عذاب خود مىگرداند كسى را كه او را اطاعت كند .
( 4 ) يا آنكه به معنى گواه است يعنى گواه است بدان چه از افعال و اقوال از خلق صادر مىشود يا آنكه به معنى امين است كه نزد او حق كسى ضايع نمىشود .
( 5 ) يا آنكه جبركنندهاى كه خلق را بر بعضى چيزها جبر مىكند كه ايشان را در آنها اختيارى نيست و نه بر تغيير آن قدرتى مثل بيمارى و مردن و غير آنها ، يا آنكه اى صاحب جبروت .
( 6 ) يا آنكه بر سركشان و متكبران از خلق خود تكبّر مىكند .
( 7 ) سابقا فرق ميان خالق و بارئ و مصوّر گذشت چنانچه در ترجمه اشارهاى به آن شده .
( 8 ) از آنكه بفهم درآيى .
( 9 ) يعنى اى آفرينندهء چيزها در ابتدا ، بىآنكه پيش از آن مثالى و مانندى باشد .
( 10 ) يا آنكه اى جدا سازندهء اجزاى متّصل به يك ديگر .
( 11 ) يا آنكه اى چسباننده و پيوندكنندهء اجزاى متفرق و پراكنده را بر يك ديگر .