( 1 ) تا آنكه شل سازى تو به تغيير « 1 » از جانب تو يك طرف بدن او را * اى كسى كه كه منزّه است زائيده نشده و نزائيده است پس آن جوان گفت : به حقّ آن كسى كه آسمان را بلند كرده است و او آب روان را جارى نموده است كه هنوز دعاى پدرم تمام نشده بود كه به من اين بلائى نازل شد كه آن را مىبينى . پس جامهء خود را برداشت و پهلوى خود را ظاهر ساخت . پس آن حضرت ديد كه يك طرف بدن آن جوان شل شده . آن جوان گفت سه سال بود كه از پدرم التماس مىنمودم كه براى من دعا كند در همان موضعى كه مرا نفرين كرد و آن قبول نمىكرد تا آنكه در اين سال بر من ترّحم كرد و التماس مرا قبول نمود . براى او شترى جوان خوش رفتار نرم روى را مهيّا نمودم و او را بر آن سوار كردم و از شهر بيرون آمديم به اميد آنكه از اين بلا نجات يابم ، تا آنكه در اثنا شب به موضع اراك « 2 » و حطمه رسيديم . پس ناگاه از آن موضع مرغى پريد و آن شترى رم برداشت كه پدرم بر آن سوار بود و او را در درّهء سنگلاخى در ميان دو سنگ انداخت . پس چون من به او رسيدم او را يافتم كه فوت شده بود . پس او را در همان موضع دفن نمودم . پس آنگاه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه : بدرستى كه به تو فريادرسى رسيد . ترا فريادرسى آمد . من ترا دعائى بياموزم كه آن را به من پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله تعليم نموده است و در آن اسم خداى بزرگ و بزرگتر غالب بخشندهاى است كه خداى تعالى به بركت اين دعا حاجت كسى را برمىآورد كه اين دعا را بخواند و به او مىبخشد آنچه را كه از خدا خواهد و به بركت اين دعا از آن شخص غمّ و همّ بر طرف مىشود و از او اندوه رفع مىگردد و از او بيمارى بر طرف مىشود و به بركت اين دعا شكستگى او درست مىشود و درويش ، توانگر مىگردد و قرض او داده مىشود و از او چشم زخم بر مىگردد و گناهان او آمرزيده مىشود و عيبهاى او پوشيده مىشود و از ترس هر شيطانى سركش و هر جبركنندهء ظالم ايمن مىگردد و اگر اين دعا را هر آن بندهء فرمان بردارى بر كوه بخواند هر آينه آن كوه از جاى خود زايل مىشود و اگر اين را بر مردهاى بخواند هر آينه خداى تعالى آن را زنده مىگرداند پس از آنكه مرده است ( 2 ) و اگر كسى اين دعا را بر آب بخواند هر آينه بر روى آن راه مىرود به شرط آنكه به آن تكبّر راه نيابد . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه : اى جوان بايد كه از گناهان پرهيزگارى نمائى و توبه نمائى از آنچه آن را كردهاى . پس به درستى كه مرا بر تو رحم آمد و بايد كه خداى تعالى نيّت خالص ترا و اعتقاد درست ترا بداند و اين دعا را در طلب معصيت نخوانى و اين دعا را تعليم نكنى مگر به كسى كه دانى و به دين او اعتماد داشته باشى . پس بدرستى كه اگر نيّت خود را خالص نمائى ، پس خداى تعالى حاجت ترا بر مىآورد و در خواب پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله را خواهى ديد كه ترا به بهشت و به برآمدن حاجت تو بشارت دهد . پس آنگاه حضرت امام حسين عليه السّلام فرمودند كه : خوشحالى من به مطّلع شدن به فايدهء اين دعا بيشتر از خوشحال شدن اين جوان به بر طرف شدن آزار او بود ، از جهت آنكه من هرگز اين دعا را از پدر خود نشنيده بودم .
بعد از آن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به من فرمودند كه دواتى و كاغذى را بياور . پس چون آن را حاضر نمودم فرمودند كه : بنويس آنچه را كه بر تو مىخوانم . پس آن حضرت خواندند و من اين دعا را نوشتم و دعا اين است :
هامش
( 1 ) يا آنكه به قدرت و توانائى كه از تو صادر شود .
( 2 ) اراك موضعى است در عرفات كه درخت مسواك در آن موضع بسيار است و نزديك به نمرة است و حطمه رودخانهاى نزديك به آن است . و اللَّه يعلم