تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
( 1 ) شريف و بشارت نموده بودى مرا به آن از مرتبهء بلند عزيز و برگزيده بودى مرا به پيروى نمودن بزرگ‌ترين پيغمبران از براى خواندن خلايق و فاضل‌ترين ايشان از جهت شفاعت كردن كه محمّد است رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او خداوندا بيامرز گناهان مرا آنچه فرا نمىگيرد آن را مگر آمرزش تو و بر طرف نمىكند آن را مگر درگذشتن تو و ببخش به من در روز من اين روز و در ساعت من اين ساعت يقينى را « 1 » كه آسان كند بر من بلاهاى دنيا و اندوه‌هاى آن را و سبب شود اشتياق مرا به سوى تو و برغبت اندازد مرا در آنچه در نزد توست و بنويس « 2 » براى من آمرزش را و برسان مرا به كرامت خود و روزى كن مرا شكرگزارى آنچه را كه انعام كرده‌اى تو آن را بر من پس بدرستى كه توئى خداى يگانهء بلند مرتبهء خلق‌كنندهء تازهء پديدآورندهء شنواى دانا كه نيست براى فرمان تو بازدارنده‌اى و نه از حكم تو گريزنده‌اى و گواهى مىدهم آنكه توئى پروردگار من و پروردگار هر چيز توئى آفريدگار آسمانها و زمين داناى پنهان ( 2 ) و آشكار بلند مرتبهء بزرگوار ، خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو ايستادگى در فرمان ترا و سعى نمودن در رفتن به راه راست را و ملهم گشتن به شكرگزارى بر نعمت ترا و پناه مىبرم به تو از ستم كردن هر ستمكارى و ظلم نمودن هر ظلم‌كننده‌اى و رشك هر رشك برنده‌اى خداوندا به قوّت تو حمله مىكنم بر دشمنان و از تو اميد دارم دوستى دوستان را با وجود آنچه قادر نيستم شمردن آن را از نفع بخشنده‌هاى زيادتى احسان تو و انواع بخشش تو و اقسام روزى از جانب تو پس بدرستى كه تو توئى خدا نيست خدائى مگر تو ، بسيار و پراكنده است در ميان خلايق ستايش تو گشايندهء به بخشش است دست تو مخالفت كرده نمىشوى « 3 » تو در حكم خود و نزاع كرده نمىشوى تو « 4 » در پادشاهى خود و برگردانيده نمىشوى تو « 5 » در فرمان خود مالك مىشوى « 6 » از خلايق آنچه را كه خواهى ( 3 ) و مالك نمىشوند ايشان مگر آنچه را كه تو خواهى [ خدايا ] توئى انعام‌كنندهء احسان‌كنندهء تواناى غلبه‌كنندهء منزّه در روشنى پاكيزگى
هامش
( 1 ) زيرا كه هر گاه كسى يقين داشته باشد به آنكه بلاهاى دنيوى زايل مىشود و در آخرت مستحق اجر و ثواب خواهد بود . پس صبر مىنمايد و جزع نمىكند در آن ، و اين سبب آسانى آن مصيبت مىگردد كه بر او نازل شده . پس گويا كه بىصبرى و جزع نمودن به سبب نداشتن يقين كامل است . و اللَّه تعالى يعلم ( 2 ) يعنى براى من آمرزش را مقدر گردان و ثابت كن . ( 3 ) يعنى كسى مخالفت حكم تو نمىتواند نمود . ( 4 ) يعنى كسى در پادشاهى تو نزاع نمىتواند نمود با تو . ( 5 ) يعنى فرمان ترا كسى نمىتواند برگرداند يا آنكه ترا باز نمىدارد كسى از فرمان تو . ( 6 ) يعنى اختيار همهء خلايق با تو است و اختيار دارى كه به عمل آورى با ايشان آنچه را كه خواهى و بستانى از ايشان آنچه را كه به آنها داده‌اى . و اللَّه يعلم