تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
( 1 ) خداوندا و بسا از گمان خوبى كه درست نمودى آن را و نادارى از راه پريشانى را كه تدارك نمودى آن را و فراخ گردانيدى و بسا از افتادنى كه بپاى داشتى و برخيزانيدى مرا و بسا از اندوهى كه بر طرف كردى آن را و بسا از درويشى كه تغيير دادى تو آن را و از نعمتى كه بخشيدى تو آن را پرسيده نمىشوى از آنچه مىكنى تو و نه به سبب آنچه بخشيده‌اى بخيل مىشوى « 1 » و هر آينه به تحقيق كه سؤال كرده شده‌اى تو پس عطا كرده‌اى و سؤال كرده نشدى پس ابتدا كردى و طلب كرده شد زيادتى احسان تو پس اندك ندادى ، سرباز زدى از همه چيز مگر از انعام دادن و بخشش كردن و احسان نمودن و سر باززدم من از همه چيز مگر از انداختن خود در گناهان و نافرمانى تو و دريدن پرده‌هاى حرامهاى ترا و درگذشتن از حدود تو و بىخبرى و بىپروائى از ترسانيدن تو و فرمانبردارى براى دشمن تو و دشمن من باز نايستادى تو از تمام كردن نيكوئى خود و پياپى فرستادن بخشش خود و باز نداشت مرا اين از مرتكب شدن چيزهائى كه بخشم آورد ترا خداوندا پس اين جاى ايستادن من مقام كسى است كه اقرار كرده است از براى تو به كوتاهى از بجاى آوردن حقّ ترا و گواهى مىدهد بر نفس خود به تمامى نعمت تو ( 2 ) و نيكوئى كارگذارى تو پس ببخش به من خداوندا اى خداى من آنچه را كه برسم من به سبب آن بسوى رحمت تو و فراگيرم آن را نردبانى كه بالا روم در آن بسوى مراتب خوشنوديهاى تو و ايمن گردم به سبب آن از عقوبت تو پس بدرستى كه تو مىكنى آنچه را كه خواهى و ثابت و موجود مىگردانى آنچه را كه اراده نمائى و تو بر هر چيز توانائى خداوندا ستايش من براى تو پيوسته است و درود من بر تو هميشگى است از زمانى تا به زمانى ديگر به انواع تسبيح كردن و اقسام تنزيه نمودن در حالى كه خالى نمودم يادآورى ترا از غير و رضاجوئى ترا اراده نمودم به خالص نمودن ستايش تو [ يكتائى تو ] و به محض ساختن تعظيم تو [ ستايش تو ] و بسيار شمردن نعمتهاى تو در دروغگو دانستن جماعت كافران ، يارى كرده نشدى تو در چيزى از توانائى خود و شريك نشد ترا كسى در خداوندى تو و ديده و دانسته نشدى تو در هنگامى كه موجود كردى چيزها را بر طبيعت‌هاى مختلف ، و آفريدى تو مخلوقات را بر انواع شكلها ، و ندريدند وهمها پرده‌هاى
هامش
( 1 ) كه بعد از اين ديگر بخشش ننمايى از ترس آنكه مبادا بر طرف شود خزانه تو ، بلكه دايما بخشش مىكنى . و اللَّه يعلم