( 1 ) تا آنكه كم شود بسيارى مملكت تو و احسان تو خداوندا روزى كن مرا دلى فروتنىكننده و يقينى راست و از كلام حق ترسنده و ايمن و خاطر جمع مگردان مرا از عذاب خود و بفراموشى مينداز مرا از يادآورى تو و پاره مكن از من پردهء پوشانندهء خود را و متولّى مكن بر من غير خود را و نااميد مگردان مرا از رحمت خود بلكه بپوشان مرا به كرامتهاى نفع دهندههاى خود و منع مكن از من نيكوئى بخششهاى خود را و باش تو براى من در هر تنهائى همراز و در هر بىصبرى و شكوهاى قلعه ( 2 ) و از هر هلاكتى فريادرس و خالصى ده مرا از هر بلائى و نگاهدار مرا از هر لغزشى و گناهى و تمام گردان براى من احسانهاى خود را و نگاهدار مرا از عقوبت خود و برگردان از من به درد آورندهء از عذاب خود را و هلاككنندهء عقوبت خود را و عزيز گردان مرا به نگاهداشتن « 1 » قرآن تو و نيكو گردان دين مرا و دنياى مرا و آخرت مرا و اهل مرا و فرزندان مرا و فراخ كن روزى مرا و جارى و پيوسته كن آن را بر من و روى توجّه آور بر من و روى مگردان از من خداوندا بلند مرتبه گردان مرا و پست و خوار مگردان مرا و رحم نماى بر من و عذاب مكن مرا و يارى نماى مرا و ترك مكن يارى مرا و اختيار كن مرا و اختيار مكن كسى را بر من و بگردان براى من از امر من آسانى و نجاتى را و تعجيل نماى برآوردن حاجت مرا و خلاصى ده مرا از آنچه به تحقيق كه وارد شده است به من بدرستى كه تو بر هر چيز توانائى و اين نجات دادن بر تو آسان است و تويى بخشندهء كرمكننده .
( 3 ) 19 - و از آن جمله دعاى اعتصام و تهليل و سؤال است از براى مولاى ما امير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه و دعا اين است :
چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او زندهكننده و ارث برنده است همهء خلايق را چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او به پاى ايستاده است بر جزا دادن هر كسى به آنچه كسب نموده است . چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او كه فرمود به آسمانها و زمين كه بياييد فرمان ما را « 2 » در حالى كه باشيد
هامش
( 1 ) محافظت قرآن عبارت است از تلاوت نمودن و دانستن معانى آن و تدبّر نمودن و عمل كردن به احكام آن . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى بيائيد و بجاى آوريد فرمان ما را خواه به طوع و رغبت و خواه به جبر و اكراه ، يعنى شما را از آنچه امر فرمائيم چارهاى نيست . مراد اظهار كمال قدرت است و جواب دادن آسمانها و زمين به لسان حال است . و بعضى گويند كه حقّ تعالى زمين و آسمان را قدرت بر تكلّم حقيقة داد ، پس آن گاه با ايشان خطاب نمود و در خبر آمده كه چون خطاب به زمين فرمودند اوّل موضع كعبه تكلّم نمود و بعد از آن مواضع ديگر . و اللَّه يعلم