روزى مىدهد او را از جايى كه گمان نداشته باشد .
( 1 ) 18 - و از آن جمله دعائى است از براى مولاى ما امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه كه اين را در سختىها و در هنگام نزول حادثهها مىخواندند و اين دعا سريع الاجابت است « 1 » :
خداوندا توئى پادشاه نيست خدائى مگر تو و منم بندهء تو ستم نمودم نفس خود را و اقرار دارم به گناه خود پس بيامرز براى من گناهان را نيست خدائى مگر تو اى آمرزنده ، خداوندا بدرستى كه من ستايش مىكنم ترا و تو براى ستايش سزاوارى بر آنچه مخصوص گردانيدهاى مرا به آن از بخششهائى كه خواهش دارند به آن مردمان و آنچه رسيده است بسوى من از زيادتى بخششهاى نيكوئىهاى تو و بر آنچه بخشيدهاى به من آن را و متولّى نمودهاى مرا به آن از امرى كه سبب شود خشنودى ترا و آنچه رسانيدى به من از نعمت خود كه رسيده است بسوى من و از دفع كردن تو بلاها را از من و مهيّا نمودن تو اسباب خير را براى من و برآوردن تو دعاى مرا در وقتى كه مناجات نمايم ترا در حالى كه طلبكنندهام و مىخوانم ترا در حالى كه خالص سازندهام عبادت خود را و در هنگامى كه اميد دارم ترا پس مىيابم ترا در همهء مقامها براى من اصلاحكننده و در كارهاى من نگاهكننده و براى گناهان من آمرزنده ( 2 ) و از براى قبيحهاى من پوشاننده و نيست آنكه نيافته باشم من نيكوئى ترا يك بر همزدن چشمى از وقتى كه فرود آوردهاى مرا « 2 » به خانهء آزمايش « 3 » تا ببينى كه چه چيز پيش مىفرستم براى خانهء آرامگاه پس من آزاد كردهء توام خداوندا از همهء بلاها و مصيبتها و سختىها و اندوههائى كه حمله آوردهاند به من در آنها حزن و دلگيرىها به تيرهاى قضا و برگشته شده از مشقّت بلا به ياد نمىآورم از تو مگر نيكوئى را و نمىبينم از تو سواى زيادتى نعمت را نيكوئى تو براى من فروگيرنده است و احسان تو بر من پى در پى است و نعمتهاى تو نزد من پيوسته و كاملند موجود نساخته آنچه را كه مىترسم از آن بلكه متحقّق و راست گردانيدى آنچه را كه اميد داشتم آن را
هامش
( 1 ) مترجم گويد كه : از براى اين دعا سند قوى و صحيح است ، چنانچه در كتابهاى ادعيه ديگر مذكور است و از جمله دعاهاى جليل القدر است و مشتمل است بر اكثر دعاى دفع كيد اعداء كه در صحيفه كامله مذكور است و بر پارهء از فقرات جوشن صغير و بر بيشتر از دعاى سيفى كه سابقا مذكور شد و از اين جهت ابن طاوس عليه الرحمة متعرض سند و ذكر ثواب خواندن اين دعا نشده ، اكتفا به سندهاى آن دعاها نمود . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى موجود نمودهء مرا
( 3 ) يعنى خانهء دنيا