( 1 ) و آنچه نمىدانيم از آنچه ديده مىشود و از آنچه ديده نمىشود از آفريدگان تو كه بزرگ است و اى پروردگار كوهها كه گردانيدهاى تو آنها را براى زمين ميخها و از براى مخلوقات آنكه منتفع شوند از آنها « 1 » و اى پروردگار درياى مملوكه فروگيرنده است همهء اطراف زمين را و اى پروردگار ابر برانگيخته شده ميان آسمان و زمين و اى پروردگار كشتى كه راه مىرود در دريا از جهت آنكه نفع برند مردمان از آن ، اگر غالب گردانى ما را « 2 » بر دشمن ما پس دور گردان ما را از تكبّر و توفيق ده ما را براى رشد « 3 » و اگر غالب گردانى تو دشمنان را بر ما پس روزى گردان ما را شهيد شدن و نگاهدار باقى ماندهء اصحاب مرا از بلا و فتنه .
( 2 ) ابن طاوس عليه الرحمة گفته : و اين است آخر دعا و در اين دعا مذكور است « أظفرتنا » « 4 » و همچنين « أظفرتهم » و گمان آنكه به جاى اين دو كلمه « أظهرتنا » و « أظهرتهم » مىبايد به قرينه آن كه بعد از اين دو كلمه « على » واقع شده و اگر « أظفرتنا » و « أظفرتهم » مىبود ، بايستى كه بعد از اين هر دو لفظ « ب » واقع مىشد ، يعنى بايست كه چنين باشد كه « أظفرتنا بأعدائنا و أظفرتهم بنا » و حال آنكه نه چنين است و هر چند كه حرفهاى جاره بعضى به عوض بعضى ديگر آمدهاند .
( 3 ) 8 - ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه : در آخر كتاب احمد بن حسين بن سليمان اين عبارت را يافتم كه نوشته شده بود كه : در نسخهاى كه مقابله كردم اين نسخه را با آن بعد از دعائى كه مذكور شد اين را يافتم : و از آن جمله دعائى است لطيف و شريف از براى مولاى ما امير المؤمنين عليه السّلام در صفّين ، اين را در جزو چهارم از كتاب « دفع الهموم و الاحزان » يافتم كه تاليف احمد بن داود نعمانى بود ، نوشته شده كه : ابن عبّاس به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در شب صفين گفت كه آيا نمىبينى دشمنان را به تحقيق كه دور ما را فرو گرفتند ! پس حضرت فرمودند كه : و به تحقيق كه اين ترا به ترس انداخته است . گفتم بلى . پس آن حضرت فرمودند كه : اين دعا را بخوان و دعا اين است :
خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو آنكه ستم رسيده شوم در پادشاهى تو ، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از آنكه گمراه شوم من در راهنمائى تو ، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از آنكه درويش گردم در توانگرى تو ، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو و از آنكه ضايع و ناچيز گردم در نگاهداشتن تو
هامش
( 1 ) يعنى منتفع شوند از درختان آنها و گياهان آنها و چشمهء آنها و از سنگ آنها و ساير انتفاعاتى كه در كوه مىباشد . و اللَّه يعلم
( 2 ) « ان اظفرتنا » متعلق است به « اللهم » يعنى خداوندا اگر غالب گردانى ما را بر دشمن تا به آخر .
( 3 ) يعنى راه راست و گفتار و كردار درست و صواب و نيكو .
( 4 ) مترجم گويد كه از تتبّع كلام اهل لغت عرب ظاهر مىشود كه صلهء « ظفر » على و يا هر دو مىباشد چنان كه فيروزآبادى در قاموس گفته كه « ظفره و به و عليه » و جوهرى در كتاب صحاح از اخفش نقل نموده كه عرب مىگويد « ظفرت عليه بمعنى ظفرت به » پس بنا بر اين « اظفرتنا على عدونا » و همچنين « اظفرتهم علينا » درست و صحيح و فصيح است . و اللَّه يعلم