تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
( 1 ) اى سلامتى دهندهء « 1 » امان دهندهء « 2 » نگاهدارندهء « 3 » غلبه‌كنندهء با عزّت صاحب جبروت « 4 » و كبريا ، « 5 » اى پاك و پاكيزه ، اى قهركنندهء با توانائى بسيار توانا ، اى كسى كه خوانده شده است از هر راه و بيابان دور و دراز به زبانهاى مختلف و لهجه‌هاى متفاوت و حاجتهاى متعدّده ، اى كسى كه مشغول نمىگرداند او را « 6 » كارى از كارى ديگر ، توئى آنكه تغيير نمىدهد تو را زمانها و فرا نمىگيرد ترا مكانها و فرو نمىگيرد ترا خواب و نه سستى پينكى ، آسان گردان براى من از كار من آنچه را كه مىترسم دشوارى آن را و نجات و رهائى ده مرا از شغل من آنچه مىترسم از اندوه آن و آسان و هموار گردان براى من از امر من آنچه را كه مىترسم ناهموارى آن را تسبيح مىكنم ترا تسبيح كردنى نيست خدائى مگر تو بدرستى كه من هستم از جملهء ستم‌كنندگان بر خود ، كرده‌ام گناه و بدى را و ستم نموده‌ام نفس خود را پس بيامرز مرا بدرستى كه نمىآمرزد گناهان را كسى مگر تو و همهء ستايش مر خدا را سزاوار است كه پروردگار عالميان است و نيست حركتى و نه توانائى مگر بخداى بلند مرتبهء بزرگ و رحمت فرستد خدا بر پيغمبر او محمّد و بر آل او و درود فرستد خدا بر ايشان درودى بسيار . ( 2 ) 11 - و از آن جمله دعاى ديگر است از براى مولاى ما حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه اين را نيز به اويس قرنى تعليم نموده ، ابو عبد اللَّه دنبلى [ دنيلى - ديملى خ . ل . ] روايت نموده و سند آن را بالا برده تا اويس قرنى از حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه كه حضرت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه : بنده‌اى نيست كه اين دعا را بخواند مگر آن كه خداى تعالى دعاى او را مستجاب گرداند و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله چندين مرتبه سوگند ياد نمودند آنكه اگر اين دعا بر آب روان خوانده شود هر آينه مىايستد و اگر اين دعا را شخصى بخواند كه گرسنه يا تشنه باشد هر آينه او را [ خداى تعالى صح . ] اطعام مىنمايد و سيراب مىگرداند و اگر اين دعا بر كوهى خوانده شود از جهت آن كه از جاى خود زايل شود هر آينه آن كوه از موضع خود زايل مىشود و بر زنى اگر خوانده شود كه دشوار زايد هر آينه خداى تعالى زائيدن او را آسان مىگرداند
هامش
( 1 ) يا آن كه اى سالم از همهء عيبها و نقصها . ( 2 ) از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : خداى تعالى را مؤمن مىگويند از جهت آن كه امان مىدهد بندگان خود را كه اطاعت كرده باشند او را از عذاب خود . و اللَّه يعلم ( 3 ) مهيمن به معنى نگاهبان و حفظكننده است ، يا به معنى گواه است يعنى گواه و حاضر است آنچه را كه صادر شود از خلق از گفتار و كردار ، يا به معنى امين است يعنى نزد او حقّ كسى ضايع نمىشود . و اللَّه يعلم ( 4 ) جبّار است يعنى صاحب جبروت است ، يا آن كه اصلاح‌كننده است شكستگى حال بيچارگان را ، يا آن كه جبركننده است خلايق را بر بعضى چيزها كه نيست ايشان را در آن اختيارى و نه بر تغيير آن قدرتى ، مثل مرگ و غير آن . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى تكبّر كرده از حاجت و نقص ، يا آن كه تكبّر نموده بر سركشان و متكبّران از مخلوقات . ( 6 ) يعنى مشغول نمىكند خداى تعالى را مرتكب شدن به امرى از متوجّه شدن به كارى ديگر بلكه در همان وقت متوجّه به امرى ديگر نيز هست . و اللَّه يعلم