و اگر اين دعا را شخصى در شهرى بخواند و آن شهر بسوزد و خانه او در وسط آن شهر باشد ، هر آينه خانهء آن شخص نجات يابد و منزل او را نخواهد سوخت ، اگر اين دعا را شخصى چهل شب جمعه بخواند خداى تعالى مىآمرزد از براى او همهء گناهانى كه ميان او و ميان آدميان باشد و اين دعا را غمناكى و اندوهناكى نمىخواند مگر آنكه خداى تعالى او را از آن غم و اندوه نجات دهد و اين دعا را شخصى بر پادشاه ظالمى نمىخواند مگر آن كه خداى حاجت او را بر مىآورد .
ابن طاوس گويد كه : و از براى اين دعا شرح بسيار است كه من به ذكر همين قدر اقتصار نمودم و دعا اين است : ( 1 ) ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان خداوندا بدرستى كه من ترا سؤال مىكنم و سؤال نمىكنم غير ترا و خواهش مىكنم به سوى تو و خواهش نمىكنم به سوى غير تو ، سؤال مىكنم ترا اى امان دهندهء ترسندگان و پناه دهندهء پناه آورندگان توئى گشايندهء امرهاى مشكل ، توئى صاحب احسان و خيرات توئى تجاوزكننده از لغزشها ، توئى بر طرف كنندهء گناهان ، توئى ثواب دهندهء نيكوئىها ، توئى بلندكنندهء مرتبهها ، سؤال مىكنم ترا به تمامترين « 1 » سؤالها همهء آنها و برآمدهترين آنها « 2 » كه سزاوار نيست از براى بندگان آنكه مسألت نمايند ترا مگر به آنها ، اى خدا ، اى بخشنده و به حق نامهاى تو كه نيكويند و به صفتهاى تو « 3 » كه بلندند و به حق نعمتهاى تو كه شمرده نمىشوند و به گرامىترين نامهاى تو بر تو و دوستترين آنها به سوى تو و شريفترين آنها نزد تو از روى مرتبه ( 2 ) و نزديكترين آنها از جانب تو از جهت وسيله و واسطه و به حق عظيمترين آنها از جهت رسيدن به مقصود و زودترين آنها از جانب تو به بر آوردن مطلوب و به حق نام تو كه به خزانه سپردهشدهء عظيم بزرگتر بسيار بزرگ است كه دوست مىدارى آن را و خشنودى به آن و راضى مىگردى از كسى كه بخواند ترا به آن نام پس برآوردهاى تو دعاى او را و واجب است بر تو آنكه محروم نسازى تو سؤالكنندهء خود را « 4 » و به حق هر نامى كه آن از براى توست در تورات و انجيل و زبور و قرآن « 5 » و به هر نامى كه از براى
هامش
( 1 ) يعنى سؤال مىكنم ترا سؤالى كه باشد تمامترين سؤالها در خواستن مطلبها و در شرايط آن و برآمدهترين آنها باشد ، يا آن كه سؤال مىكنم ترا به حقّ سؤالى كه بهترين سؤالها باشد . و اللَّه يعلم
( 2 ) مراد به برآمدن سؤال برآمدن مطلبى است كه سؤال كرده مىشود .
( 3 ) يا آن كه به حقّ ائمّه و حجّتهاى تو عليهم السّلام كه بلند است مرتبهء ايشان .
( 4 ) يعنى سؤالكنندهء خود را به آن نام .
( 5 ) قرآن مجيد را فرقان گويند از جهت آن كه فرق مىكند ميان حق و باطل و بيان مىكند هر يك را ، يا از جهت آن كه جدا و ممتاز است از كتابهاى ديگر به سبب آن كه در نهايت اعجاز است از فصاحت و بلاغت ، يا از جهت آن كه متفرّق و به دفعات نازل شده است . و اللَّه يعلم