( 1 ) كه هلاك نمايد مرا و از فتنه و بلائى كه عارض شود مرا و از گناهى كه نباشد توبهاى با آن و از نگريستن « 1 » بد در اهل و مال « 2 » و فرزند و پناه مىبرم به تو نزد مذلّت و خوارى مرگ و پناه مىبرم به تو از كفر و نفاق و خروج و ظلم و تعصّب و غضب و پناه مىبرم به تو از توانگرى كه ياغى گرداند مرا و از درويشى كه به فراموشى اندازد مرا و از خواهشى كه به هلاكت اندازد مرا و از كردارى كه رسوا و خوار كند مرا و از همصحبتى كه گمراه نمايد مرا ، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از شرّ روزى كه باشد اوّل آن نرسيدن و آخر آن زارى نمودن سياه شود در آن روز روىها و خشك گردد « 3 » در آن روز جگرها و پناه مىبرم به تو از آنكه به عمل آورم گناهى را كه بر طرف نمايد ثواب مرا « 4 » و نيامرزى تو آن گناه را هرگز و از گناهى كه مانع شود نيكوئى آخرت را و از آرزوئى كه مانع گردد كار خوبى را و از زندگانى كه مانع شود نيكوئى مردن را و پناه مىبرم به تو از نادانى و لهو و لعب و از شرّ گفتار و كردار و از بيمارى كه مشغول سازد مرا ( 2 ) « 5 » و از سلامتى كه به لهو اندازد مرا و پناه مىبرم به تو از تعب و مشقّت و درد و آزار و تنگى [ و زندگى سخت ] و گمراهى و از خفّت « 6 » و خوارى و درويشى و ريا و آوازه و پشيمانى و اندوه و زارى [ و فروتنى ] و فساد [ و ترس ] و فتنهها و از همهء آفتها و بديها و از بلاى دنيوى و اخروى و پناه مىبرم به تو از قبيحها و معصيتها آنچه ظاهر و هويدا باشد « 7 » از آنها و آنچه پنهان باشد و پناه مىبرم به تو از وسوسهء نفسها از آنچه دوست نمىدارى تو آن را از
هامش
( 1 ) منظر سوء هر آفتى و بلائى است كه هر گاه نظر كند يا آن كه بر آن شخصى مطلع گردد آن را ناخوش و بد آيد و از صاحب آن آزار و بلا نفرت و اجتناب كند چون جذام و برص و امثال آنها ، يا آن كه هر گاه خودش نفس خود را نظر كند و تأمّل نمايد ، عاصى و زيانكار بيند و همچنين أهل و فرزند خود را بيند كه به فرمان او نيستند و اطاعت او نمىكنند ، يا آن كه عاصى و گناه كارند . و اللَّه يعلم
( 2 ) و مراد از نگريستن بد در مال آن است كه بيند مال خود را كه از ممرّهاى حرام و شبههناك جمع نموده و اصلا بهرهاى از آن نبرده به ديگرى باقى خواهد گذاشت و روز آن را همراه خواهد برد ، يا آن كه آن مال در محلّى كه بايست صرف شود نشده و در محلّى كه نبايست صرف شود و نامشروع بوده صرف نموده است . و اللَّه يعلم
( 3 ) خشك شدن جگر كنايه است از زيادتى تشنگى در شدت گرما در روز قيامت يا در جهنم . و اللَّه يعلم
( 4 ) در بعضى از نسخهها « محيطا » به ياء دو نقطه است يعنى پناه مىبرم به تو از گناهى كه احاطه نمايد و فراگيرد همهء كارهاى خوب مرا ، يا آن كه فرو گيرد همهء اوقات و حالات مرا . و اللَّه يعلم
( 5 ) يعنى از ذكر تو و عبادت تو و آنچه باشد رضاى تو در آن .
( 6 ) و در بعضى از نسخهها « عايله » به عين بىنقطه است يعنى پناه مىبرم به تو از درويشى .
( 7 ) مراد از قبايح ظاهرى گناهانى است كه ظاهر است و كسى بر آن مطلع تواند شد چون زنا و دزدى و امثال آنها و قبايح باطنى گناهانى است كه نهانى باشد چون شرك و حسد و امثال آنها . و اللَّه يعلم بحقايق الامور