( 1 ) نيست حركتى و نه توانائى مگر بخداى بلند مرتبهء بزرگ خداوندا ترا و بس عبادت مىكنيم و از تو طلب يارى مىنمائيم « 1 » اى خداى اى بخشندهاى رحمكنندهاى يگانه اى دائمى و مقصود در حاجتها اى خداى محمّد به سوى تحصيل رضاى تو حركت داده شدند پاىها و متّوجه گشتند دلها و به سوى عفو و رحمت تو گشوده شدند چشمها و كشيده شدند گردنها و از تو خواسته شده است حاجتها و به سوى تو بلند شده است دستها خداوندا بگشاى و حكم فرماى « 2 » ميان ما و ميان قوم ( يعنى دشمنان ) ما براستى و تو بهترين گشانيدگان و حكمكنندگانى نيست خدائى مگر خدا و خدا بزرگتر است « 3 » .
( 2 ) 4 - از آن جمله دعائى است كه واقع شده در روايتى از كتاب عبد العزيز جلودى كه : حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام هر گاه به جنگ بيرون مىرفتند ، اسم خداى تعالى را ذكر مىنمودند تا آن كه سوار مىشدند ، پس اين دعا « 4 » را مىخواندند :
تسبيح مىكنم تسبيح كردنى آنكه را كه رام نمود از براى ما اين چهارپا را و نبوديم ما مر آن را اطاعت فرماينده و بدرستى كه ما به سوى پروردگار خود هر آينه بازگشتكنندهايم جميع ستايش از براى خداست بر نعمتهاى او بر ما و بر بخشش بزرگ او كه نزد ماست .
پس آن گاه روى استرى را كه بر آن سوار بود ، جانب قبله كردند و آن استر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بود و دستهاى مبارك به سوى آسمان بلند كردند و دعاى « 5 » اوّل را خواندند به اندك تفاوتى در تقديم و تأخير بعضى از فقرات بر بعضى .
( 3 ) 5 - ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه يافتم در آخر كتابى كه قطع آن به قدر نصف هشت يك ورقى [ 16 / 1 برگ ] بود به خط ابن باقلانى كه در علم كلام و نحو ماهر بود ، حكايت خوابى را كه نوشته شده بود به غير « 6 » خطّ آن كتاب و آن حكايت اين است كه گفته : حديث نمود به من سيّد جليل القدر عالم متفرّد مؤيّد الدّين شرف القضاة عبد الملك كه دائم گرداند خداى تعالى بلندى
هامش
( 1 ) يعنى در عبادت كردن و ساير مهمّات .
( 2 ) يعنى ما را غالب گردان و امر ما را ظاهر گردان تا حقّ از باطل جدا شود و حقّ و راستگوى از دروغگوى معلوم گردد . و اللَّه يعلم
( 3 ) از آن كه به وصف آيد و به تعريف راست آيد .
( 4 ) مترجم گويد كه مستحب است خواندن اين دعا در هر سفرى كه بيرون رود از خانهء خود در وقتى كه سوار شود . و اللَّه يعلم
( 5 ) يعنى دعاى : لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم اللهم ايّاك نعبد را تا به آخر .
( 6 ) مخفى نماند كه ذكر كردن ابن طاوس عليه الرحمه قطع كتاب و تغيير خط و اسناد را و حكايت خواب و غير آنها را در اين موضع و در مواضع بعد از اين از جهت زيادتى احتياط است تا بر ناظر معلوم شود كه هر دعائى كه ذكر نموده سند و كيفيت ورود و صحّت و ضعف آن چون است ، و الّا ابن طاوس عليه الرحمة بسيار جليل القدر و عظيم المرتبه است و ذكر آن به تنهائى كافى است . و اللَّه يعلم