مرتبهء او را آن كه يك وقتى بيمار بودم و در عالم خواب و يا بيهوشى ديدم كه مرا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمد و گويا چنان يافتم كه از هوا فرود آمدند ، پس خواستم كه از آن حضرت دعائى را سؤال نمايم كه به بركت آن صحّت يابم ، پس هنوز سؤال نكرده بودم كه آن حضرت خود فرمودند : از براى تو است شفا و دست مبارك خود را بر بازوى راست من ماليدند ، پس آنگاه فرمودند كه اين آيهها را سه مرتبه بخوان تا آن كه ترا خداى تعالى به بركت اين كلمات از همهء بلاها نگاه دارد و كلمات اين است : ( 1 ) پناه مىبرم به خدا از شرّ شيطان رانده شده از خوبىها . « 1 » مؤمنان آن جماعتى هستند كه گفتند به ايشان به درستى كه مردمان « 2 » به تحقيق كه جمعيت نمودهاند براى كشتن شما پس بترسيد از ايشان پس اين سخن زياده گردانيد يقين ايشان را و گفتند كافى است ما را خدا و نيكوكار گذارى است ، او پناه مىبرم به خدا از شرّ شيطان ملعون و باز مىگذارم كار خود را به سوى خداى بدرستى كه خداى بينا و داناست به حال بندگان ، پناه مىبرم به خدا از شرّ شيطان رانده شده آنچه بگشايد خداى تعالى براى مردمان از در رحمت و بخشش ، پس نيست كه ببندد و باز گيرد آن رحمت را و آنچه باز گيرد خدا او را پس نيست كسى كه بفرستد آن را پس از باز گرفتن و اوست صاحب قدرت داناى با تدبير .
پس حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمودند : كه هر گاه تو آيهء
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ
. . . ( را تا به آخر ) بخوانى ، جناب ربّ العزّة در جواب تو مىفرمايند كه :
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ
[ يعنى پس بازگشتند مؤمنان با نعمتى و عافيتى تمام و ثوابى بسيار از جانب خداى و زيادتى تقرب به نزد خدا و رسول و نرسيد ايشان را رنجى و آزارى و مكروهى ] . و هر گاه بگوئى تو :
أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ
. . . ( تا به آخر ) ، خداى تعالى مىفرمايد كه ( 2 ) : فوقيه
اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ
[ يعنى پس نگاه داشت مؤمن آل فرعون را ( يعنى خربيل را ) خداى تعالى از بدىهاى آنچه كردند به او فرعون و تبعهء او و فرو گرفت به تبعهء فرعون كه اراده داشتند قتل خربيل را بدى عذاب ] و هر گاه بخوانى تو آيهء : ما
يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ
. . . را تا به آخر پس ايمان تو كامل و تمام خواهد بود .
ابن طاوس عليه الرّحمه گويد : اين بود تفسير امير المؤمنين عليه السّلام و به تحقيق كه از روايت در تفسير آيهء اخيره ساقط شده است .
مترجم گويد : يعنى چون مذكور نيست كه هر گاه شخصى آيه را بخواند خداى تعالى در جواب او چه خواهند فرمود ، چنانچه سياق كلام در دو آيهء سابق چنين بود . پس ظاهر آن است كه از روايت چيزى ساقط شده است و اللَّه يعلم .
( 3 ) 6 - و از آن جمله دعائى است از براى مولاى ما امير المؤمنين عليه السّلام در روز جنگ هرير در صفين . روايت كرده
هامش
( 1 ) يا لعن كرده شده يا انداخته شده به سنگ چنانچه در حديث وارد شده كه در زمان خروج حضرت قائم عليه السّلام مؤمنى نخواهد بود مگر و حال آن كه سنگى به جانب شيطان بيندازد . و اللَّه يعلم
( 2 ) ابو سفيان و تبعهء او .