تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بهشت جاى فرود آمدنى را كه حسرت برند به آن پيشينيان و پسينيان كه نباشد براى من پشيمانى پس از آن و نباشد رفيقى پس از رفاقت آن و فرود آور مرا در بهترين جاى آن ، ( 1 ) خداوندا بپوشان به من فروتنى ايمان را با عزّت پيش از فروتنى خوارى در آتش ، ستايش مىكنم بر تو اى پروردگار من نيكوترين ستايش را از جهت آنكه نعمت تو در نزد من بهترين نعمت‌هاست . خداوندا پس بچشان به من از يارى نمودن خود و قوّت دادن خود و توفيق خود « 1 » و بخشش خود و روزى گردان مرا خواهش به سوى رسيدن به رحمت تو « 2 » و يارى نمودن در جهاد كردن در راه تو « 3 » تا آنكه بيابم من شيرينى آن را در دل خود و ثابت گردان مرا بر رشيدترين و بهترين « 4 » امرهاى من . پس به تحقيق كه مىبينى تو جاى ايستادن مرا و محلّ ايستادن شيعيان مرا و پنهان نيست بر تو چيزى از قصد و ارادهء من . خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم از تو يارى را آن چنانى كه يارى نموده‌اى به آن پيغمبر خود را و جدا ساختى به سبب آن ميان راستى و باطل تا آنكه بپاى داشتى به سبب آن دين خود را و ظاهر نمودى به سبب آن دليل و برهان خود را . اى كسى كه اوست از براى من در هر محلّى و جايى اعانت و يارىكننده . ( 2 ) و سعد بن عبد اللَّه ذكر نموده است آن كه : اين دعائى را كه مذكور شد ، آن را حضرت امير المؤمنين عليه السّلام خواندند پيش از آنكه اصحاب معاويه مصحفها را بلند كنند ، بعد از آن فرمودند كه : بدرستى كه شيطان « 5 » فرياد زد فريادى كه بعضى از لشكرهاى معاويه شنيدند و معاويه و اصحاب او را تعليم نمود به آن كه از جهت حيله مصحفها را بر سر نيزه‌ها و چوبها بلند كنند و فرياد برآورند كه ما همه مسلمان و از اهل قرآنيم و به حكم خدا راضى هستيم ! پس جماعت خارجيان سخن معاويه و اصحاب او را شنيدند و فريفتهء شبهه و حيلهء او گشتند ، پس اختلاف عظيمى ميان اصحاب امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام بهم رسيد همچنان كه اصحاب پيغمبر در اطاعت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در زمان حيات آن حضرت مخالفت نمودند . پس امير المؤمنين دعائى را خواندند و دعا اين : خداوندا به درستى كه سؤال مىكنم از تو سلامتى و رهائى را از مشقّت بلا و از خوشحالى دشمنان ، خداوندا بيامرز از براى من گناه مرا و پاك و خالص گردان كردار مرا
هامش
( 1 ) توفيق مهيّا كردن و تهيه نمودن اسباب است از براى مطلوب خيرى . ( 2 ) يعنى كشته شدن در راه تو . ( 3 ) يعنى روزى كن مرا خواهش در جهاد نمودن در راه ترا . ( 4 ) يعنى بر جهاد كردن در راه خداى تعالى . ( 5 ) ممكن است كه شيطان عمرو عاص ملعون را وسوسه و اغوا نموده باشد و او فرياد برآورده باشد و خارجيان را تحريص و تطميع نموده باشد چنانچه در احاديث وارد شده كه اين حيله و فتنه را عمرو عاص بر پاى نمود ، يا آن كه مراد از شيطان عمرو عاص باشد . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 180 | السيد ابن طاووس / الطبسي