( 1 ) اى گشاده دستها به مهربانى ، اى ابتداكنندهء به نعمتها پيش از مستحق شدن به آنها ، اى صاحب برهان و دليل « 1 » رسيدهء به همه كس ، اى صاحب پادشاهى و مملكت ، اى صاحب غلبه و عزّت و بزرگى ، اى كسى كه او زندهاى است كه نمىمرد ، سؤال مىكنم ترا به حق دانستن تو مر چيزهاى پنهان را و به حق شناختن تو آنچه را كه ضمائر دلهاست و به حق هر نامى كه آن نام براى توست كه برگزيدهاى تو آن را از براى نفس خود يا آن كه فرو آوردهاى تو آن را در كتابى از كتابهاى خود ، يا آن كه اختيار نمودهاى تو آن را در علم پنهان در نزد خود و به حق نامهاى تو كه نيكوست همهء آنها تا آن كه رسيده است به سوى نام تو كه بزرگتر است از همه كه ترجيح دادهاى تو آن را بر همهء نامهاى خود ، سؤال مىكنم ترا به حق آن نام سؤال مىكنم ترا « 2 » به حق آن نام سؤال مىكنم ترا به حق آن نام آن كه ( 2 ) رحمت فرستى بر محمّد و بر آل او و آن كه آسان گردانى براى من آنچه را كه از دشوارى آن را مىترسم و بر طرف نمائى از من اندوه و غم و حزن را و آنچه را كه تنگ شده است ( يعنى دلگيرى را ) به سبب آن سينهء من و مغلوب و بر طرف شده است به سبب آن چيز صبر من ، پس بدرستى كه قادر نيست بر خلاصى من غير تو و بجاى آور به من آنچه را كه تو سزاوار آنى ، اى اهل پرهيزگارى « 3 » و اهل آمرزش ، اى كسى كه بر طرف نمىكند اندوه را سواى او و زايل نمىكند دلگيرى را غير از او و دور نمىگرداند از من مگر او ، كفايت نماى مرا از شرّ نفس من خصوصا و از شر مردمان عموما و نيكو گردان براى من حال مرا همهء آن را و نيكو گردان امرهاى مرا و برآور حاجتهاى مرا و بگردان براى من در كار من گشايشى را و محلّ بيرون رفتنى را ، پس به درستى كه تو ميدانى و نمىدانم من و تو قادر و توانائى و من قادر نيستم و تو بر همهء چيز بسيار توانائى به حق مهربانى تو ، اى رحمكنندهترين رحمكنندگان .
[ كه رحمت فرستد خداى بر او و بر آل او كه پاكانند از گناه ] .
( 3 ) 22 - و از آن جمله دعائى بسيار بزرگ مرتبه و شريف است كه از پيغمبر روايت شده كه : حديث نموده سليمان بن
هامش
( 1 ) يعنى حجت و دليل بر اثبات وجود و توحيد و قدرت تو واضح و ظاهر است و به همهء مردم رسيده و بر احدى پوشيده نيست . و اللَّه يعلم
( 2 ) تكرار جهت زيادتى تاكيد است .
( 3 ) يعنى اى كسى كه سزاوار و اهل است آن كه پرهيزكارى نمايند بندگان از مخالفت كردن و عصيانورزيدن او و سزاوار است آمرزش گناه بندگان را هر گاه مخالفت كنند و عصيان نمايند او را . و اللَّه يعلم