( 1 ) و اى كسى كه عصيان نمودهاند او را پس آمرزيده و اى كسى كه فرا نمىگيرد او را فكرها و اى كسى كه نمىبيند او را چشمى و اى كسى كه نيست پنهان بر او اثرى ، « 1 » اى بلند مرتبه ، اى آن كه سخت است ركنهاى او ، « 2 » اى فرود آورندهء قرآن ، اى تغيير دهندهء زمانه ، اى قبولكنندهء عبادت ، « 3 » اى آن كه روشن است « 4 » حجّت او ، اى آن كه بزرگ است شأن او ، اى صاحب بخشش و نيكوئى و اى صاحب غلبه و پادشاهى اى مهربان اى بسيار بخشنده ، اى پروردگار پرورندگان ، اى قبول توبهكننده ، اى بسيار بخشنده ، اى آزادكنندهء گردنها از آتش ، اى برانگيزانندهء ابرها ، اى كسى كه هر آن گاه كه خوانده شد اجابت نموده ، اى ارزانكنندهء قيمتها ، « 5 » اى فرود آورندهء بارانها ، اى رويانندهء درختان در زمين بىآب [ و اى بيرون آورندهء گياه ] ، اى بيرون آورندهء ميوهها ، اى هميشه ثابت ، ( 2 ) اى زندهكنندهء مردگان ، اى قبولكنندهء پشيمانى از لغزشها « 6 » ، اى بر طرف كنندهء اندوهها ، اى كسى كه دل تنگ نمىگرداند او را آوازها و پنهان نيست بر او گفتارها و نمىپوشاند او را تاريكىها ، اى بخشندهء طلبيدهشدهها ، اى سزاوار نيكوئىها ، اى دفعكنندهء بلاها ، « 7 » اى قبولكنندهء توبهها ، اى قبولكنندهء تصدّقها ، اى داناى امرهاى پنهان ، اى برآورندهء دعاها ، اى بلندكنندهء مرتبهها ، اى برآورندهء حاجتها ، اى رحمكنندهء اشكهاى چشم ، اى برآورندهء مطلبها ، اى فرو آورندهء خير و خوبىها ، اى گردكنندهء پراكندهها ، اى برگردانندهء آنچه بر طرف شده است ، اى حسن زمينها و آسمانها ، اى آن كه وسيع و تمام است نعمتهاى او ، اى بر طرف كنندهء دردها ، اى شفا دهندهء بيماريها ، اى محلّ قرار بخشش و كرم ، اى بخشندهترين بخشندگان ،
هامش
( 1 ) اثر چيز بقيّه يا امرى است كه نقش از آن چيز باقى ماند مثل بقيهء رنگى در جامه يا جاى قدم بر روى زمين .
( 2 ) مراد از اركان خداى تعالى صفتهاى ثبوتيّهء كماليّه است كه عمده و منشأ ساير صفات هستند و مىتواند كه مراد انبيا و اوصيا و ائمّه عليهم السّلام بوده باشند كه همگى اركان دين خدا هستند ، و محتمل است كه ركن به معنى عزّت و قدرت و قوّت باشد . و اللَّه يعلم
( 3 ) مراد از قربان هر عبادتى است كه سبب نزديكى به خدا و رضامندى الهى شود مثل نماز و روزه و زكات و صدقه و ساير عبادات چنان كه در حديث وارد شده كه « الصّلوة قربان لكلّ تقىّ » يعنى نماز سبب نزديكى به خداى تعالى است از براى هر پرهيزكارى . و اللَّه يعلم
( 4 ) يعنى آن كه روشن و واضح است براهين و دلايلى كه دلالت مىكنند بر وجود واجب الوجود چنان كه مخفى و پوشيده نيست بر كسى كه در آنها تأمّل نمايد يا آن كه مراد انبيا و ائمّه عليهم السّلام هستند چنان كه در احاديث وارد شده كه ائمّه عليهم السّلام برهانها و حجّتهاى خداى هستند . و اللَّه يعلم
( 5 ) در احاديث وارد شده كه ارزانى تسعيرات اشياء و گرانى آنها به يد قدرت اللَّه تعالى است و بندگان را در آن اختيارى نيست و اين ظاهر است . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى لغزيدن و به سر در آمدن و اين كنايه از گناهان است .
( 7 ) بليّة در اصل به معنى آزمودن و امتحان كردن است و آزارها و تعبها را بليّه گويند از جهت آن كه به سبب آنها خداى تعالى بندگان خود را امتحان مىكند و فايدهء امتحان كردن خداى تعالى بندهء خود را اتمام حجّت است بر او يا اظهار حال او است بر ديگران چنان كه سابقا در قنوت حضرت امام حسين عليه السلام اشاره شد . و اللَّه يعلم .