( 1 ) اى عطاكنندهترين عطاكنندگان ، اى شنواترين شنوندگان ، اى بيناترين ببنندگان ، اى رحمكنندهترين رحمكنندگان ، اى نزديكترين نزديكان ، اى خداى عالميان ، اى فريادرس فريادرس طلبان ، اى پناه پناه آورندگان ، اى درگذرندهء از بدكاران ، اى كسى كه شتاب نمىكند « 1 » به عقوبت بر گناهكاران ، اى رهاكنندهء اسيران ، اى بر طرف سازندهء اندوه اندوهناكان ، اى جمعكنندهء از هم پاشيدگان ، اى دريابندهء « 2 » گريختگان ، اى منتهاى « 3 » طلبكنندگان ، اى هم صحبت هر غريبى ، اى هم راز هر تنهائى ، اى رحمكنندهء پير بزرگ ، اى روزى دهندهء بچهء كوچك ، اى اصلاح و درستكنندهء استخوان شكسته ، اى نگاهدارندهء كسى كه ترسندهء پناه آورنده است ، اى كسى كه براى اوست تدبير و تفكّر در امور و به سوى اوست اندازه نمودن اشياء ، اى كسى كه دشوار بر او هموار و آسان است ( 2 ) ، اى كسى كه او به همه چيز دانا و مطّلع است اى كسى كه او بر همه چيز تواناست اى آفرينندهء آسمان [ آفتاب ] و ماه روشن ، اى شكافندهء شب « 4 » از براى بيرون آوردن صبح ، اى برانگيزانندهء بادها ، اى زندهكنندهء روحها ، اى صاحب بخشش و عطا ، اى كسى كه به دست اوست هر كليدى ، اى نگاه دارندهء « 5 » كسى كه نيست نگاهدارى براى او ، اى معتمد كسى كه نباشد اعتمادى براى او ، اى اختيار كردهشدهء كسى كه نباشد مختارى براى او ، اى عزّت كسى كه نباشد عزّتى براى او ، اى گنج كسى كه نيست گنجى براى او ، اى پناه كسى كه نيست پناهى براى او ، اى مددكار كسى كه نباشد مددكارى براى او ، اى قوّت كسى كه نيست قوّتى براى او ، اى فريادرس كسى كه نيست فريادرسى از براى او ، اى بزرگ بخشش ، اى عطاكنندهء عفو از گناهان ، اى آن كه نيكوست در گذشتن او ( يعنى از تقصيرات بندگان ) ، اى آن كه وسيع است « 6 » آمرزش او ،
هامش
( 1 ) تأخير نمودن عقوبت گناهكاران چون في الجمله مهلتى است در عذاب ، نعمتى خواهد بود و ديگر آن كه احتمال دارد كه گناه كار پشيمان و نادم شده توبه نمايد و اين سبب رستگارى و آمرزش و رسيدن او به مراتب عاليهء گردد و اين نيز نعمت عظيمى است . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى دريافت مىكند و نگاهدارى مىنمايد كسى را كه بگريزد و پناه آورد به سوى او و اين كنايه از بسيارى رحم و شفقت است يا آن كه دريافت مىكند به عقوبت و مؤاخذه مىنمايد كسى را كه از عذاب او بگريزد يعنى به هر جا كه بگريزد عقوبت و عذاب او به او مىرسد و در اين هنگام كنايه از كمال قدرت و سلطنت است . و اللَّه يعلم
( 3 ) غايت چيزى نهايت آن است و مراد به غايت طلبكنندگان كسى است كه طلبكنندگان به او كه برسند بايستند و مطلب ايشان از او حاصل شود ، و سابقا اشاره به بعضى از معانى ديگر نموده . و اللَّه يعلم
( 4 ) يا آن كه فالق به معنى ظاهر كردن و بيرون آوردن باشد يعنى اى ظاهركنندهء صبح از تاريكى شب يا آن كه فالق به معنى خالق باشد يعنى آفرينندهء صبح . و اللَّه يعلم
( 5 ) عماد در اصل به معنى ستون است و مراد نگاهداشتن و محافظت نمودن خداى تعالى است بندهء خود را چنان كه ستون نگاه مىدارد خانه و خيمه را . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى شامل است آمرزش او گناهان صغيره و كبيره را و همهء اينها را مىآمرزد و شامل است همهء مردم را و اختصاص به بعضى دون بعضى ندارد ، بلكه هر شخص از هر گناه كه توبه نمايد و پشيمان گردد خداى تعالى او را مىآمرزد . و اللَّه يعلم