و سپس هر دعا و نيازى كه دوست دارى بر زبان جارى كنى .
( 1 ) 20 - دعاى قدح از آن جمله دعائى « 1 » است كه او را انس بن مالك از حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از جبرئيل عليه السّلام روايت نموده است .
ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه : بسيارى از فضيلتهاى اين دعا روايت شده است كه براى اختصار از نقل آنها خوددارى كردم از آن جهت كه مقصود ذكر اصل دعا است و آن اين است :
ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان ابتدا مىنمايم به نام خدا و ابتدا به نام او كه ابتدا كرده شده است پروردگار آخرت و دنياست نيست منتهائى براى او و نه آخرى ، پروردگار زمين و آسمانهاى بلند است بسيار بخشنده است بر عرش مستولى و قادر است براى اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه ميان آن هر دو است و آنچه در زير زمين است [ و اگر سخن را آشكار كنى او پنهان و نهان را مىداند ] خدا بزرگ است نعمتهاى او هميشگى است بخششهاى او غلبهكنندهء بر دشمنان است [ مهربان است به آفريدههايش ] به روزى دادن خود شناخته شده است ، « 2 » به احسان خود عادل است در حكم نمودن خود داناست ، در پادشاهى خود بسيار بخشندهء مهربان است ، ( 2 ) رحمكنندهء رحمكنندگان است « 3 » داناى دانايان است ، صاحب پيغمبران است ، آمرزندهء آمرزندگان است ، تواناست بر آنچه مىخواهد ، منزّه است خداى پادشاه يگانهء ستايش كرده شده صاحب عرش شريف و بلندكننده است مر آنچه را كه خواهد پروردگار پرندگان است و سبب برانگيزندهء « 4 » سببهاست و پيش پيشينيان است و روزى دهندهء روزيهاست و آفرينندهء آفريدهشدگان است ، تواناست بر آنچه مىخواهد ، مهيّا سازندهء مقدورات است و غلبهكنندهء غلبهكنندگان است و حكمكنندهء به عدل است در روز حشر ، خداى خدايان « 5 »
هامش
( 1 ) دعاى مشهور به دعاء قدح
( 2 ) يا آن كه شناخته شده است به علم به چيزهاى خرد و باريك و به آفريدن آنها كه فهمها عاجزند از ادراك آنها چنانچه در بعضى احاديث تفسير شده است .
( 3 ) اشاره است به حديث كه وارد شده كه « ارحم ترحم » يعنى رحم كن تو تا آن كه رحم نمايد خداى تعالى تو را . و اللَّه يعلم
( 4 ) سبب هر آن چيزى است كه وسيله شود رسيدن به مطلوب را .
( 5 ) يعنى خداى و صاحب است جماعتى را كه مردمان ايشان را خدايان خود مىدانند در دنيا و كمال تملّق و افتادگى و خضوع و خوارى مىنمايند از براى ايشان و آنها را رزّاق مىدانند و يا آن كه خداى و صاحب است آن چيزهائى را كه مشركان مىپرستند و شريك خداى قرار مىدهند مثل بتان و فرعون و نمرود و غير آنها و معنى اوّل ظاهرتر است .
و اللَّه يعلم