خودش اگر باقى مىگذارى تو او را و نگاهدار مرا از شرّ او و از غيبت كردن او و از اشاره گوشه چشم او و از قهر او و دشمنى او و نگاه كن تو او را به نظر خفت كه هلاك نمائى تو به سبب آن نگاه او را پس بدرستى كه تو سختترى از همهء مردم در عذاب نمودن و شديدترى در عقاب كردن .
( 1 )
7 - قنوت مولاى ما حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام
جزع جزع به سوى تو است اى صاحب غلبه كردن « 1 » و خواهش خواهش به سوى تو است اى آنكه لايق به اوست فخر نمودن ، « 2 » و توئى خداوندا بينندهء حركتكنندههاى در خاطرها و توئى ديدهبان حركتهاى دلها و توئى مطلع و مشرف بر پنهانهاى در خاطرها از غير تعبى و نه مشقّتى [ نه ستم كردنى ] و به تحقيق كه مىبينى تو خداوندا آنچه را كه « 3 » نيست از تو پنهان و ليكن مدارا نمودن تو ايمن گردانيده است اهل آن چيز را بر آن از روى جرأت و سركشى و گردن پيچى و دشمنى و آنچه مىبينند آن را « 4 » دوستان تو از مندرس شدن اثرهاى حق و بر طرف شدن نشانههاى آن و زياده شدن قبيحها و مداومت نمودن اهل قبايح بر قبايح و ظاهر شدن باطل و شيوع قبول نمودن ظلم و راضى شدن به آن ظلم در داد و ستدها و در بدعتها ( 2 ) به تحقيق كه جارى شده است به آن عادتها « 5 » و گرديده است مثل واجبها و سنّتها خداوندا پس پيشى گير كسى را كه هر گاه امداد نمايى او را به اين رضا رستگار خواهد بود و شخصى را كه هر گاه قوّت دهى او را به اين قبول نخواهد ترسيد از اشاره به چشم هر اشارهكنندهاى و فروگير ظالم را گرفتن سختى و مباش تو براى او رحمكننده و نه به او مهربان خداوندا بار خدايا بار الها پيشى گير ايشان را به عذاب « 6 » . خداوندا تعجيل نماى ايشان را به عقاب . خداوندا مهلت مده ايشان را . خداوندا عذاب نماى ايشان را در صبح و در وقت ظهر و در سحر و در شب
هامش
( 1 ) يا آن كه اى صاحب مجلسى كه احضار مىفرمائى خلايق را در آن جهت ديوان و امور سلطنت . و اللَّه يعلم
( 2 ) يا آن كه به سبب او است تفاخر و بزرگى هر احدى بر ديگرى . و اللَّه يعلم
( 3 ) يعنى ظلم و عصيان ظالم را
( 4 ) و ممكن است كه « يعانيه » به تقديم نون بر يا خوانده شود ، چنانچه در بعضى از نسخهها است ، مشتقّ از « عنا » به معنى رنج و تعب كشيدن و در اين هنگام كلمهء « من » تعليلى خواهد بود ، يعنى و آن چه رنج مىبرند و تعب مىكشند دوستان تو از جهت مندرس شدن اثرهاى حقّ تا به آخر . و اللَّه يعلم
( 5 ) يعنى به قبول نمودن و راضى شدن به ظلم و صبر كردن . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى ظالمان را