تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
برنمىگردانى تو آن را از ستمكاران و از جهت كمى پروا به عذاب تو كه منع نمىكنى تو آن را از ظالمان ( 1 ) پس اينك من اى سيّد من ضعيف گشته‌ام در دست او و ستم رسيده‌ام من در زير پادشاهى او « 1 » ذليل گرديده‌شدهء در فضاى خانهء او ، [ و غصب شده‌ام ] و مغلوبم من ظلم كرده‌شدهء بر اويم « 2 » من و خوفناك و ترسنده‌ام من ، فزع رسيده شده و مغلوبم من ، به تحقيق كه كم شده است صبر من و تنگ گشته است چارهء من و بسته شده است بر من راه‌ها « 3 » مگر به سوى تو و مسدود شده است از من سمت‌ها مگر سمت تو و مشتبه گشته است بر من امرهاى من در دفع نمودن ناخوشى او را ( يعنى فلان دشمن ) از من و پوشيده شده است بر من راه‌ها در بر طرف نمودن ستم او و يارى نكرد مرا كسى كه طلب يارى نمودم من از آن كس از مخلوقات تو و به هلاكت انداخت مرا « 4 » كسى كه در آويختم من ( يعنى متوسل شدم ) به او از بندگان تو پس مشورت نمودم « 5 » با نصيحت‌كنندهء خودم پس اشاره نمود او بر من به خواهش و ميل نمودن به سوى تو و طلب راهنمائى نمودم از راهنماى خودم پس راه ننمود مرا مگر بر تو پس بازگشتم من به سوى تو اى صاحب من در حالى كه ذليل و خوارم و رو بر خاك مالنده‌ام ( 2 ) و زارىكننده‌ام و دانايم من به آنكه نيست گشايش براى من مگر به نزد تو و نيست نجاتى براى من مگر به سبب تو طلب مىكنم بجا آمدن وعدهء ترا در يارى نمودن من و در برآوردن حاجت من از جهت آن كه سخن تو حق است كه برگشته نمىشود و تغيير داده نمىشود و به تحقيق كه گفته‌اى تو در حالى كه بزرگى تو و بلندى تو آن كه در كسى كه ظلم كرده شود بر او هر آينه البته يارى مىنمايد او را خداى و گفتهء تو كه بزرگ است ستايش تو و پاكيزه است نام‌هاى تو ، آنكه بخوانيد مرا تا برآورم مطلب شما را پس من كننده‌ام آنچه را كه فرموده‌اى مرا تو به آن نه از جهت منّت گذاشتن بر تو و چگونه منت گذارم به آن و حال آن كه تو بر آن راه نموده‌اى مرا پس اجابت نماى از براى من چنان كه وعده نموده‌اى تو ، اى كسى كه خلف نمىكند وعدهء خود را و بدرستى كه من هر آينه مىدانم اى سيّد من آن كه از براى تو است روزى كه انتقام مىكشى در آن روز از
هامش
( 1 ) يعنى در زمان پادشاهى او ( 2 ) يعنى شخصى هستم كه كسى بر من ظلم نموده است . ( 3 ) يعنى راه‌هاى متوسّل شدن به شخصى . و اللَّه يعلم ( 4 ) ابن اثير نقل نموده كه گفته مىشود « أسلم فلان فلانا » هر گاه كه او را در هلاكت بياندازد و او را ترك نمايد و از شرّ دشمن حمايت نكند . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى پس با عقل و شعور خودم مشورت كردم .