( 1 ) سپردهشدهايم ما در او « 1 » و مىداند كارهاى ما را در دنيا ( يا تغييرات احوال ما را يا مرگ ما را ) و بازگشت ما را در آخرت ( به بهشت يا دوزخ ) و امور ما را و آشكار ما را مطلعى تو بر قصدهاى ما و احاطه نمودهاى بر پوشيدههاى در خاطرهاى ما ، علم تو به آنچه ظاهر مىكنيم آن را مثل علم تو است به آنچه پنهان مىگردانيم آن را و شناخت تو به چيزى كه پوشيده مىداريم آن را مانند شناخت تو است به چيزى كه هويدا مىگردانيم آن را پنهان نيست از تو ، چيزى از امرهاى ما و پوشيده نيست در نزد تو حالى از حالهاى ما ، و نيست از تو « 2 » ملجئى ( يعنى قلعهاى ) كه محافظت نمايد ما را ، و نه پناهى كه نگاهدارد ما را ، و نيست گريزگاهى از براى ما كه نرسد عقوبت تو به ما « 3 » به سبب آن ، و منع نمىكند ظالم را از عذاب تو حصارهاى او ، و جنگ و منع نمىكند ترا از جانب او سپاه او ، و غلبه نمىكند ترا غلبهكنندهاى به سبب حاميان و عشيرهء خود ، « 4 » و فايق نمىشود بر تو فايقشوندهاى به سبب زيادتى لشكر او ، تو مىرسى به او « 5 » هر كجا كه رفته است او ، و قدرت دارى بر او هر كجا كه پناه برده است . پس پناه ستم رسيدهشدهء « 6 » از ما به تو است و اعتماد قهره كرده شده بر او از ما بر تو است و بازگشت او به سوى تو است . طلب فريادرسى مىنمايد از تو هر گاه ترك يارى نمايد او را فريادرس غير تو . و آواز مىكند ترا « 7 » هر گاه بنشيند ( 2 ) از اعانت او يارىكنندهء سواى تو و پناه مىبرد به تو هر گاه نباشد او را فضاها و آستانها و مىكوبد ( يعنى آن مظلوم ) در رحمت ترا هر گاه بسته شده باشد از او ( يعنى بر روى او ) [ نزد او ] درهاى بسته شده و مىرسد مظلوم به سوى تو هر گاه كه در پرده نشسته باشند « 8 » از او پادشاهان غافل . مىدانى تو آنچه را كه رسيده است به او پيش آن كه شكوه نمايد آن را به سوى تو و مىدانى تو آنچه را كه صلاح حال او است پيش از آنكه بخواند تو را براى آن پس از براى توست ستايش در حالى كه شنوايى [ و بينائى ]
هامش
( 1 ) يعنى رحمهاى مادران ما را .
( 2 ) يعنى از عذاب تو يا از تقديرهاى تو ما را ملجئى و پناهى نيست .
( 3 ) يا آن كه بر طرف كنيم ما عقوبت ترا .
( 4 ) « منعة » جماعتى هستند كه شخصى را حمايت نمايند و از خويشان و قبيلهء او باشند . و اللَّه يعلم
( 5 ) يعنى مىرسد به او عذاب تو هر كجا كه رفته است او و پناه برده است ، يا آن كه مىرسد به او هلاك نمودن تو او را به هر كجا كه او رفته است ، چنان كه در قرآن مجيد اشاره به آن شده است . و اللَّه يعلم
( 6 ) يعنى از من و فلان شخص ، هر يك كه مظلوم باشيم ، پناه او به تو است . و اللَّه يعلم .
( 7 ) يعنى و ترا مظلوم آواز مىكند و مىطلبد هر گاه كسى او را به غير از تو يارى ننمايد . و اللَّه يعلم
( 8 ) يعنى هر گاه پادشاهان در خانه نشسته باشند و دربانان مظلوم را نگذارند كه خود را به پادشاه رساند و داد خود را از ظالم طلب نمايد ، پس آن مظلوم خود را به تو مىرساند و به درگاه تو مطلب خود را عرض مىكند . م ح ق ايّد عزّه