مجلسى كه در آن غنا باشد تشكيل داده باشد يا مردم را بدان فرا خواند يا در نهان و آشكارا براى شنيدن غنا مهيّا شده باشد . هيچ يك از صحابيان ، غنا را نستودند بلكه غنا و گرد آمدنِ براى آن را مذمّت كرده و زشت دانستهاند . « 1 » و طبرى مىنويسد :
اگر طرفداران حليّت غنا بگويند چون برخى از عالمان دينى با نظر ما موافقند ما از اعتقاد به جواز غنا دست بر نمىداريم مگر اينكه قرآن و سنت حرمت آن را اثبات كند يا سخنان صحابيان و تابعين بر آن دلالت كند ، در پاسخ مىگويم : اين اعتقاد ، با اجماع علماى مسلمين مخالف است ؛ چه اينكه هيچ يك از عالمان دينى ، غنا را از دين و اطاعت ندانست و در مسجدها و مكانهاى مقدس چنين اعلانى نشده است . از اين روى ، اين باور با اجماع عالمان مسلمان مخالفت دارد و از كجروى به خداوند پناه مىبريم . « 2 » به طور خلاصه ، طرفداران حرام بودن غنا ، به اجماع صحابيان و تابعين براى اثبات حرمت غنا در سخنانشان تمسّك جستهاند .
دلايل آنان كه غنا را حلال مىدانند
متقابلًا ، معتقدان به جواز غنا ، به استدلالهاى مخالفان اين نظريه پاسخ دادهاند ، و در اين ميان ، ابن حزم « 3 » و ديگر عالمانِ ظاهرى ، ابن النحوى در عمدة .
. .
هامش
« 1 » كفّ الرعاع ، ص 65
« 2 » الردّ على من يحبّ السماع ، ص 32 و رك : كشف الغطاء ، 7064
« 3 » رسالة في الغناء الملهي ، اين رساله را ابن حزم براى همين منظور نگاشت