مىدانست و شهادت آنان را مردود و امّا از مالك روايت ديگرى نيز نقل كردهاند كه بر پايهء آن وى به كراهت يا مباح بودن آن فتوا داده است .
از متن سخن مالك در المدوّنة الكبرى « أمّا النائحة و المغنّي و المغنّية فما سمعت فيه شيئاً إلَّا إنّى أرى ألَّا تقبل شهادتهم إذا كانوا معروفين بذلك « 1 » استفاده مىشود كه اگر خواننده ميان مردم به تغنّى معروف نباشد ، شهادت وى مقبول است ، افزون بر اين كه ممكن است دليل مقبول نبودن شهادت خوانندهء مشهور آن باشد كه غنا مروّت وى را از بين مىبرد .
ابن عبد البرّ النمرى القرطبى فقيه برجستهء مالكى مذهب ، بر پايه همين سخن ، تنها شهادت آنان را مردود دانست كه بسيار به غنا گوش دهند و با خوانندگان معاشرت فراوان داشته باشند . « 2 » به هر دليل ، برخى فقيهان بر اين نظرند كه مالك غنا را حلال مىداند . ماوردى « 3 » ، شيخ طوسى در خلاف « 4 » ، وهبه زحيلى « 5 » ، قفال « 6 » ، استاد ابو منصور فورانى « 7 » و . . . گزارش كردهاند كه وى غنا را مكروه و يا مباح مىدانست . شيخ در خلاف مىنويسد : « و قال . . . مالك هو مكروه و حكي عن مالك أنّه قال هو مباح ، و الأوّل أظهر » . « 8 » .
هامش
« 1 » المدونة الكبرى ، ج 4 ، ص 79
« 2 » تبصرة الأحكام ، ج 1 ، ص 219
« 3 » كفّ الرعاع ، ص 62 ؛ الحاوى الكبير ، ج 17 ، 188
« 4 » كتاب الخلاف ، ج 2 ، ص 626
« 5 » الفقه الإسلامي و أدلَّته ، ج 3 ، ص 575
« 6 » نيل الأوطار ، به نقل از رويانى از قفال ، ج 8 ، ص 265
« 7 » نيل الأوطار ، ج 8 ، ص 265 به نقل از استاد ابو منصور
« 8 » كتاب الخلاف ، ج 2 ، ص 626