تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2583

مساهمون:

ص٢٥٨٣
* ( الْحَدِيثِ ) * و * ( وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ ) * و * ( الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ ) * و * ( أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ . . . ) * را دالّ بر حرام بودن غنا دانسته است . افزون بر اين ، در سيرهء پيامبر و خلفايش رد پايى از غنا يافت نمىشود . از اين رو نمىتوان غنا را به ايشان نسبت داد و به همين دليل است كه از بدعتها به شمار مىآيد . مؤلف برخى روايات را كه دربارهء حلال بودن چنين غنايى آورده‌اند مجعول مىداند و بر دلايل حليت غنا سخت مىتازد و مىگويد : كسى كه گاهى به غنا گوش مىدهد - گرچه آشكارا - شهادتش در دادگاه اسلامى مقبول است . اما آن كه عرفا خواننده است چه براى خود بخواند چه براى مردم چه در برابر خوانندگى خود اجرت بگيرد و چه نگيرد اما به خوانندگى مشهور باشد ، شهادت وى در دادگاه پذيرفته نيست و اگر غنا با حرامى مقارن باشد - مثلا همراه با رقص و پايكوبى - حرام است ، همان گونه كه حضور در مجالس رقص و غنايى همراه با آن نيز حرام است . مؤلف بتفصيل از حكم رقص سخن مىگويد كه تبيين نظر ايشان در باره رقص با قلمرو اين مقال تناسب ندارد . ابن حجر بشرح حكم شرعى ابزار مختلف موسيقى را بررسى كرده است ( ص 91 - 143 ) . شيوه وى در اين بخش آن است كه هر يك از ابزار موسيقى را به طور جداگانه ذكر كرده و انظار فقيهان را مىآورد و به بررسى آنها مىپردازد . اين قسمت از كتاب براى علاقه مندان به مباحث فقهى موسيقى بسيار سودمند مىنمايد . مؤلف در اين قسمت احكام شرعى و انظار فقهى فقيهان و روايات را درباره دفّ ( دايره ) ، كوبه ( طبل ) ، كف زدن ، صنج ، انواع نى ، انواع تار و ساز و ساير ابزار موسيقى آورده است . ابن حجر گويد :