تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
به مثل كند ولبهء تيز حملات خود را متوجه خلفاى راشدين و اهل سنّت نمايد و ضرب‌المثل معروف عرب را تكرار كند : « إنّ بْنِي عَمِّكَ فِيهِمْ رِمَاح ؛ پسر عموهاى تو هم نيزه دارند ! » . و به همين ترتيب اين رشته ادامه يافته و هر يك از طرفين ، ديگرى را به باد ناسزا بگيرد . آيا جز اين نتيجه‌اى خواهد داشت ؟ عقلا و متفكران دو طرف بايد درست بينديشند و ببينند كه سرنوشت مسلمانان در كنار اين پرتگاه خطرناك به كجا خواهد كشيد و چه سودى از اين كار خواهند برد . مگر گناه شيعه چيست ؟ آيا آنها گناهى جز دوستى و ولايت اهل‌بيت پيغمبر عليهم السلام خود دارند ؟ !

نبايد مأيوس بود

ولى با اين همه باز نبايد از رحمت خدا ، از الطاف خاصى كه او نسبت به دين و آيين خود دارد مأيوس شد . باشد كه خدا مردان غيور و دلسوز و با همت از عقلاى طرفين را برانگيزد تا آن دستهايى را كه با نشر اين‌گونه نوشته‌هاى آلوده و مسمومى كه روح اسلام را مىكشد ، آتش اختلاف را دامن مىزنند - هم از ناحيه ما و هم از ناحيه آنها - كوتاه كنند . ما به خاطر همين اميدوارى مختصر است كه موافقت به تجديد چاپ اين كتاب و ساير رساله‌هايى كه در اين زمينه است ، نموديم . ما در اين نوشته‌ها به همهء مسلمانان بيدار باش داده و از همه دعوت كرده‌ايم كه در راه اعادهء اصول صميميت و برادرى و اتحاد در ميان فرق مسلمين بكوشند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مرحوم كاشف الغطا در مقدمه كوتاهى كه بر « چاپ هفتم » اين كتاب نوشته است رسماً اظهار يأس و نوميدى مىكند و همين اميدوارى مختصرى را كه در اينجا اشاره به آن مىنمايد از دست مىدهد و اين مايه نهايت تأسف است . كاشف الغطا مىگويد : « من انتظار داشتم با اين بيانات روشن و صريحى كه در اين كتاب دربارهء شيعه و معرفى « مذهب شيعه » كردم بعضى از برادران اهل سنّت دست از تهمت‌هاى ناروا در اين مورد بردارند ، ولى متأسّفانه مثل اينكه مطالب ما را به كلى ناديده گرفته و درست همان حرفهاى گذشته را تكرار مىكنند . اگر اين كار از عوام سر ميزد چندان جاى تأسف نبود ، ولى متأسّفانه بعضى از افراد كه خود را در سلك اهل علم و فضيلت مىدانند دوباره همان تهمت‌ها ، همان نسبتهاى مختلف و ناروا را از سر گرفته‌اند ، بنابراين اگر به كلى مأيوس شويم جا دارد ، معلوم نيست اينها چرا و به چه دليل در اين باره اين چنين اصرار دارند ؟ ! » . سپس مىگويد : چاپ سوم اين كتاب در « قاهره » انجام گرفت و تمام نسخه‌هاى آن در همانجا انتشار يافت ( اخيراً هم دو بار ديگر در قاهره به چاپ رسيده ) ولى عجب اين است كه كوچكترين تغييرى در لحن نويسندگان مصرى درباره شيعه پيدا نشده ، بازهم از هر فرصتى براى طعنه زدن بر شيعه در نوشته‌هاى خود استفاده مىكنند ، بازهم همان توهمات بى اساس كه يادگار قرون وسطى ، يادگار عصر « ابن خلدون‌ها » و « ابن حجرها » است به شيعه نسبت مىدهند !