اهلبيت پيامبر عليهم السلام وارد نشده ! « 1 » و تمام رواياتى كه در فضايل آنها از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده دروغ و باطل است حتى رواياتى كه در كتابهاى صحاح اهل سنّت مىباشد ! ! « 2 »
البته نشاشيبى تنها نيست و پيش از او نيز « نصولى » و « حسان » و امثال آنها همين روش را دنبال كردهاند .
با اين حال آيا مىتوان اميدوار بود كه وضع كنونى مسلمين اصلاح پذيرد و اين پراكندگى و نفاق جاى خود را به اتحاد و صميميت دهد ؟ آيا با اين اوضاع ما حق نداريم مأيوس شويم ؟
آيا نشاشيبى و رفقاى او كه نسبت به شيعه و ائمه عليهم السلام بدگويى مىكنند نمىدانند كه اين عمل سبب مىشود يكى از نويسندگان شيعه نيز برخيزد و مقابلهء
هامش
( 1 ) . نزول آيهء « مباهله » را دربارهء اهل بيت پيغمبر عليهم السلام يعنى على و فاطمه و فرزندانش عليهم السلام بيش از بيست نفراز بزرگان و دانشمندان و محدثين و مفسرين طراز اوّل اهل سنّت تأييد كردهاند از جمله :
امام فخر رازى در تفسير معروف خود ( ج 8 ، ص 85 ) ، طبرى مفسر معروف اهل سنّت ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 407 ) ، سيوطى در تفسير « الدرالمنثور » ( ج 2 ، ص 39 ) واحدى در « اسباب النزول » ( ص 68 ) بيضاوى در تفسير مشهور خود ( ج 2 ، ص 47 ) .
همچنين پيشواى معروف مذهب حنبلى ، احمد حنبل در « مسند » ج 1 ، ص 185 و مسلم در « صحيح » خود ، ج 7 ، ص 120 و حاكم در كتاب « مستدرك » ج 3 ، ص 150 و ابن حجر عسقلانى در « الاصابه » ج 2 ، ص 503 و عدّه زياد ديگرى .
در مورد آيه « قربى » نيز بسيارى از بزرگان اهل سنّت مانند « زمخشرى » صاحب تفسير معروف ( ج 3 ، ص 467 ) و فخر رازى در تفسير خود ( ج 27 ، ص 166 ) ، واحدى در « مناقب » و « بغوى » ( ج 4 ، ص 125 ) و « ثعلبى » ( ج 8 ، ص 310 ) و « سيوطى » در تفاسير خود ( ج 6 ، ص 7 ) و بسيارى از محدثين و مفسرين معروف ديگر ، تصريح نمودهاند كه دربارهء اهل بيت عليهم السلام نازل گرديده است
( 2 ) . اين گفتار « نشاشيبى » درست مصداق مَثَل عاميانه معروفى است كه مىگويند : خواست ابرويش را درست كند چشمش را كور كرد ، زيرا به خاطر اينكه پايههاى خلاف خلفاى سه گانه را كمى محكم كند احاديث فضل اهل بيت عليهم السلام را كه در كتابهاى « صحاح » است تكذيب نموده بدون اينكه متوجه باشد با اين عمل مهمترين و مقدسترين كتابهاى اهل تسنّن را كه پايه بسيارى از اصول مذهب آنهاست به كلى ضايع و بى اعتبار نموده است !