مرجعيت تقليد علاوه بر مسأله اجتهاد ، شرايط ديگرى دارد كه از همه مهمتر ملكهء « عدالت » است .
ملكهء عدالت يعنى يك حالت خدا ترسىِ باطنى كه انسان را از ارتكاب گناه باز دارد و به انجام وظايف و قيام به واجبات دعوت نمايد . اين حالت خداترسى مراتب و درجات مختلفى دارد كه عاليترين و ريشه دارترين مرحلهء آن مرحلهء « عصمت » است كه از شرايط مقام « نبوّت و امامت » مىباشد .
* * * البتّه در مسائل ضرورى و مسلّم دينى كه بر همه آشكار و روشن است ( مانند واجب بودن نماز و حرام بودن ربا و امثال آنها ) اجتهاد و تقليد موضوعيت ندارد ، همچنين در مسائل مربوط به اصول عقايد دينى ( مانند توحيد و نبوّت و معاد ) نيز تقليد جايز نيست ، بلكه بايد هر كس اين مسائل را به فراخور حال خود از روى دلايل قطعى فرا گيرد ، زيرا اين گونه مسائل تكاليف علمى و واجبات اعتقادى است كه بايد هر كس شخصاً آنها را از روى مدرك به طور قطع و يقين ( اگر چه اين مدارك ساده باشد ) دريابد ، نه ظن و گمان در آن كافى است و نه تبعيت و تقليد از ديگرى .
ولى در مسائل فرعيه هم اجتهاد صحيح است ، و هم تقليد ؛ يعنى براى كسانى كه قدرت استنباط دارند اجتهاد و براى كسانى كه به اندازهء كافى مايهء علمى ندارند تقليد .
موضوعى كه در خاتمهء اين بحث تذكر آن نيز لازم به نظر مىرسد اينكه وظايف و اعمالى كه مكلفين انجام مىدهند و بايد احكام آنها را از روى اجتهاد يا تقليد بدانند از دو صورت خارج نيست :
1 . عبادات : وظايفى است كه هدف آن تقويت رابطهء بنده با خداست و لذا صحّت آن همواره مشروط به « قصد قربت » مىباشد ، عبادات بر دو قسم است :
عبادات بدنى مانند نماز و روزه ، و عبادات مالى مانند زكات و خمس .
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٨٨