« عموماً » و در اختيار جمعى از خواص اصحابش كه شبانه روز در اطراف وجود او حلقه زده بودند ، « خصوصاً » مىگذارد تا آنها هم اين احكام را به ديگران برسانند وظيفهء تبليغ را انجام دهند : « لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً » ؛ تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه باشد » . « 1 »
ولى قسمت قابل توجهى از اين احكام باقى ماند كه موجباتى براى ابلاغ آن در زمان پيامبر پيش نيآمد ، يا واقعاً مورد ابتلا و نياز مردم آن زمان نبود ، و يا مصالحى ايجاب مىكرد كه از نشر آنها در آن زمان خوددارى شود ، خلاصه مصلحت ايجاب مىكرد كه به اقتضاى احتياجات و وضع محيط ، اين احكام تدريجاً نشر داده شود ، اين امور سبب شد كه قسمت قابل توجهى از آنها ابلاغ و قسمت ديگرى در آن عصر دست نخورده باقى بماند .
ولى پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله تمام اين احكام را نزد اوصياى خود ( ائمه معصومين عليهم السلام ) به وديعت نهاد تا آنها در فرصتهاى مناسب ، و بر طبق مصالح و نيازمنديها ، تدريجاً آنها را به مردم ابلاغ نمايند .
چه بسيار از « عمومات » يا « اطلاقاتى » كه داراى « مخصص » و « مقيد » بوده و در زمان پيغمبر مخصص و مقيد آن به واسطهء عدم ايجاب مصلحت بيان نشده بود و اوصياى پيغمبر ( ائمهء اهل بيت عليهم السلام ) آن را بيان كردند ، و چه بسا مجملاتى كه آنها در موقع لزوم روشن ساختند ، اين از يك طرف .
از طرف ديگر : اصحاب و ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در فهم كلمات او با هم مختلف بودند ، زيرا فهم و استعداد آنها با هم تفاوت بسيار داشت ، و بديهى است هر كدام به قدر فهم و استعداد خود از آن درياى بيكران علم و دانش استفاده مىكرد خداوند مىفرمايد : « أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا » « 2 » ؛ ( خداوند ) از
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 143
( 2 ) . رعد ، آيهء 17