تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ولايت على عليه السلام را صادر فرمود : « يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَّبِّكَ وَإِنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » ؛ اى پيامبر آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است به طور كامل ( به مردم ) ابلاغ كن ؛ و اگر چنين نكنى ، رسالت او را انجام نداده‌اى . خداوند تو را از ( خطرات احتمالى ) مردم حفظ مىكند » . « 1 » با اين تأكيد شديد چاره‌اى جز ابلاغ اين رسالت نبود ، و لذا پيغمبر صلى الله عليه و آله هنگام بازگشت از حجة الوداع در سرزمين غدير خم خطبه‌اى خواند و در ضمن آن با صداى رسا كه همه مىشنيدند فرمود : « ألَسْتُ أوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أنْفُسِهِمْ ؟ فقالوا : اللَّهُمَّ نَعَمْ ، فقال : مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهذا عَلِيٌ مَوْلَاهُ . . . ؛ آيا به شما از خودتان اولى نيستم ( ولى و سرپرست و صاحب اختيار شما نمىباشم ) عرض كردند : آرى ، فرمود : هر كس من مولا و سرپرست او هستم ، على مولا و سرپرست اوست » . « 2 » سپس براى تأكيد اين موضوع در موارد مختلف گاهى صريحاً ، گاهى به اشاره اين مطلب را تعقيب فرمود ، و وظيفهء خود را در پيشگاه خدا انجام داد . ولى جمعى از بزرگان مسلمين ، بعد از رحلت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن همه احاديث را به نام رعايت مصالح اسلام ! طبق سليقه و اجتهاد خود توجيه و تأويل نموده ، كسانى را مقدم و بعضى را مؤخر داشتند و مىگفتند : هر وضع و حادثه‌اى
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 67 ( 2 ) . به كتاب « كنزالعمّال » ، ج 2 ، ص 153 و 154 و 213 و كتاب « مستدرك » ، ج 3 ، ص 122 - / 129 مراجعه شود . حديث غدير از احاديث متواتر است . راويان حديث ، از صحابه و تابعين و محدثان اسلامى ، آن را در هر قرنى به صورت متواتر نقل كرده‌اند . 110 نفر از صحابه ، 89 تن از تابعين ، و 3500 نفر از علما و محدثان اسلامى آن را نقل كرده‌اند و در 360 كتاب معروف اسلامى آمده است كه شرح آنها در اين مختصر نمىگنجد . و نيز ر . ك : مناقب ابن مغازلى ، ص 16 - / 23 ؛ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 632 ؛ حلية الاولياء ، ج 4 ، ص 22 ، ج 5 ، ص 27 - / 364 ؛ تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 629 ؛ اسنى المطالب ، ص 5 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 103 - / 108 ؛ الغدير ما فيض القدير ، ج 6 ، ص 218 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 337