تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
لَحَافِظُونَ » ؛ ما قرآن را نازل كرديم و ما به طور قطع آن را حفظ مىكنيم » . « 1 » و نيز اگر در پاره‌اى از روايات شيعه و سنى مطالبى كه حكايت از تحريف قرآن مىكند ديده مىشود اين روايات علاوه براينكه ضعيف هستند جزء اخبار احاد مىباشند كه مفيد علم نيستند و نمىتوانند تكيه گاه عمل باشند . اين گونه اخبار يا بايد توجيه و تفسير شود و در غير اين صورت بايد آنها را به دور انداخت . « 2 » اماميه معتقدند هر كس پس از پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله ادعاى نبوّت يا نازل شدن وحى كند و يا به شخصى كه چنين ادعايى را دارد ايمان داشته باشد مسلمان نيست و احكام كفار و غير مسلمانان در مورد او جارى خواهد شد . * * *
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 9 ( 2 ) . بعضى از اخبارى كه تصور شده حاكى از تحريف قرآن است اخبارى است كه مربوط به تفسير قرآن يا شأن نزول آيات مىباشد ، و بعضى از آنها مربوط به تحريف معانى آن ( يعنى آيه‌اى را بر خلاف مفاد اصلى آن معنا و تفسير كردن ) است ، بعضى از آنها مسلّماً مجعول و ساختگى است مثلًا در روايتى نقل شده كه در آيهء شريفهء « وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِى الْيَتَامَى فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ » ( سورهء نساء ، آيهء 3 ) در ميان جملهء اوّل و دوم آيه ، بيش از ثلث قرآن ! افتاده است ، راستى اين روايت عجيبى است كه هر كودكى به آن مىخندد ، اگر ما اين حديث را بپذيريم معنايش اين است كه قرآن فعلى دو ثلث قرآن اصلى است و يك ثلث آن كه به اندازهء پانزده جزء تمام ! بوده از ميان رفته ، قرآنى كه هنگام نزول آن چندين نفر به عنوان « كاتبان وحى » آن را مىنوشتند و در هر عصر و زمانى ( مخصوصاً در قرون اوّل اسلام ) عدّه زيادى تمام آن را حفظ داشته‌اند كه به نام حفاظ قرآن معروف بوده‌اند و مسلمانان صبح و شام آن را به عنوان بهترين عبادت در نماز و غير نماز قرائت مىكردند ، و درتمام مسائل زندگى خود اعم از مسائل دينى و غير دينى از آن الهام مىگرفتند و گاهى بر سر تفسير يك جمله از آن ، مباحثات فراوانى در مىگرفت ، چه شد كه « يك جا » پانزده جزء آن را بردند و خوردند و كسى با خبر نشد ؟ كدام عقل سالم چنين احتمالى را مىدهد . بنابراين مانند اين حديث مسلّماً مجعول و ساختگى است ( مگر اينكه معناى ديگرى براى آن بشود ) و اتفاقاً در ميان جمله اوّل و دوم آيه ارتباط كاملى برقرار است و توجه به چگونگى رابطه ميان اين « شرط » و « جزاء » هرگونه توهمى را از بين مىبرد ( براى به دست آوردن رابطه مزبور به تفسير مجمع البيان مراجعه فرماييد
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 151 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء