تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
هنگام درويدن است پس كسى كه اين نحو زراعت كند پس از آن اميد داشته باشد رجاء او صادق است و الّا آن نيست جز غرور و حمق فصحاى عرب گفته‌اند
ما اشتار العسل * من اختار الكسل
نابرده رنج گنج ميسّر نميشود * مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

كلمة في الغيرة و الحميّة

اى برادر مسامحه و كوتاهى مكن در محافظت آنچه كه نگاهبانى آن لازمست از دين و عرض و اولاد و اموال پس پيوسته سعى كن در ردّ بدعت مبتدعين و ردّ شبهه منكرين دين مبين و جدّ و جهد كن در ترويج شرع مبين و اهمال مكن در امر بمعروف و نهى از منكر و حرم خود را پيوسته در پرده دار و مهابت خويش را از ايشان بر مدار و تا توانى چنان كن كه ايشان مردان را نبينند و مردان ايشان را و منع كن ايشان را از آنچه احتمال فساد در آن باشد مانند استماع ساز و نوا و شنيدن خوانندگى و غنا و بيرون رفتن از خانه و آمد و رفت با بيگانه و از شنيدن حكايات شهوت انگيز و سخنان عشرت آميز و با ايشان رفق و مدارا كن و مبالغه در تفحص از احوال ايشان مكن
چو زن راه بازار گيرد بزن * و گر نه تو در خانه بنشين چو زن ز بيگانگان چشم زن دور باد * چو بيرون شد از خانه در گور باد

كلمة في ذمّ العجلة

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى ) — صفحة 109 | الشيخ عباس القمي / أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي