تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مىكند كه بايد از كردار و رفتار و عقايد اولياى مقرب درگاه الهى سرمشق گرفت و از روش‌هاى نامطلوب گروه‌هاى سركش و منحرف از جادهء حق كه بر اثر اعمال بد خود ، مورد خشم خدا قرار گرفته‌اند ، پرهيز نمود . آيا اين حقايق كه در ذهن ما موقع خواندن اين قسمت از سورهء « حمد » ترسيم مىگردد از امور بىاهميت است كه نيازى به آن نباشد همچنان كه نويسندهء رساله تصور كرده است ؟ !

معارضه با سورهء « كوثر »

نويسندهء رساله در صدد معارضه با سورهء « كوثر » بر آمده و به عنوان مقابله ، جمله‌هايى را كه از نظر شما مىگذرانيم به هم بافته و به « اصطلاح » سر هم كرده است : « انا أعطيناك الجواهر ، فصل لربّك و جاهر و لا تعتمد قول ساحر » . « ما به تو جواهر داديم . به درگاه پروردگارت نماز بگزار و صداى خود را بلند كن و بر سخن جادوگر اعتماد مكن » . درست دقت كنيد كه چگونه اين نويسنده تنها به تغيير برخى از الفاظ قناعت كرده و در نظم و تركيب ، از قرآن تقليد نموده و تصور كرده كه با اين شاهكار ! با قرآن معارضه نموده است . تازه خود او هم مبتكر اين معارضه نيست بلكه قسمتى از آن را از « مسيلمه كذاب » گرفته است كه او نيز در مقام معارضه با سورهء « كوثر » جمله‌هايى را سر