آن گمراه نمىشود در حالى كه در جمله ساختگى او اثرى از اين تصريح نيست .
او تصور كرده كه جمله : « ما را به راه ايمان هدايت فرما » نه تنها مىتواند جايگزين آيه « ما را به راه راست هدايت فرما » بشود بلكه ما را از بقيه سوره يعنى
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ
« به راه كسانى كه به آنها انعام كردى نه به راه آنهايى كه مورد غضب تو واقع شدهاند و نه گمراهان » بىنياز مىسازد ولى اين انديشه حاكى از عجز و ناتوانى او از درك اهداف سوره است ، زيرا بقيهء سوره كه او خود را از آنها بىنياز دانسته است دلالت مىكند كه در زندگى بشر دو راه وجود دارد :
1 . راه مستقيم و راستى كه پويندگان آن كسانى هستند كه مورد انعام خدا قرار گرفتهاند و آنان عبارتند از پيامبران ، شهدا ، صديقان ، صالحان .
2 . راههاى كج و غير مستقيمى كه مربوط به دو گروه است :
يكى دستهء معاند و لجوج كه مورد خشم و غضب الهى قرار گرفتهاند و ديگرى افراد گمراه كه بر اثر جهالت و نادانى و تقصير در جستجوى حقيقت يا تقليد كوركورانه از روش پدران و نياكان از صراط مستقيم منحرف شدهاند .
كسى كه اين آيه را با تدبر و دقت مىخواند در خود احساس