جزيرة العرب مسيحيان و يهوديان ميان مسلمانان با وضع مرفه و آبرومندى زندگى مىكردند و در نفع و ضرر با مسلمانان يكسان بودند ، خصوصا در خلافت امير مؤمنان عليه السّلام كه دوست و دشمن به دادگرى و دانش بىكران او اعتراف نمودهاند ، ملل غير اسلامى در طرح سؤال و درخواست پاسخ و استدلال و احتجاج بر حقانيت آيين خود كاملا آزاد بودند ، و اگر يك نفر از اهل كتاب و غير آنها قدرت بر معارضه داشت و مىتوانست كتابى مانند قرآن بياورد قطعا آن را در مقام استدلال مىآورد .
ثالثا : ترس از قدرت مسلمانان مانع از آن بود كه آنها به معارضه تظاهر كنند ولى هرگز مانع از آن نبود كه دانشمندان اهل كتاب و يا بلغاى ملل ديگر به طور مخفيانه در محافل سرى خود با آن معارضه نمايند و اگر آنها به چنين مبارزهاى موفق شده بودند ، آن را براى روزى كه خوف و ترس از آنان زايل گردد ، حفظ مىنمودند همچنان كه كوشش كردهاند كه افسانههاى خرافى تورات و انجيل و ساير شؤون دينى خود آنها محفوظ بماند .
رابعا : يك سخن هر چه هم از نظر بلاغت ، به عالىترين درجه برسد هر گاه زياد شنيده شود در انديشهء بشرى از آن مقام رفيع خود پايين مىآيد و عظمت خود را از دست مىدهد ، حتى گاهى تكرار آن موجب ملالت و انزجار مىگردد چه بسا قصيده ديگرى را كه براى اوّلين بار مىشنود و از نظر فصاحت و بلاغت در درجهء پايينتر از آن
مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٦٣