6 . چرا كتاب « اقليدس » « 1 » و « مجسطى » « 2 » معجزه نباشد ؟ !
اگر قرآن از اين نظر معجزه است كه بشر نمىتواند مانند آن ، بياورد بايد كتاب « اقليدس » و « مجسطى » نيز معجزه باشند زيرا بشر از
هامش
( 1 ) . با همزهء مضموم و دال مكسور واژهء يونانى است كه از دو كلمه يكى « اقلى » به معنى كليد و ديگرى « دس » به معنى مقدار و هندسه ، تركيب يافته است . فيروزآبادى در قاموس مىگويد : اين لفظ نام مردى است كه اين كتاب را در علم هندسه تأليف نموده است ، گاهى گفته مىشود اين كتاب را مردى به نام « ابلونيوس » نوشته و اقليدس بعدها آن را تنظيم و تهذيب نموده است . براى نخستين بار اين كتاب به وسيله حجاج بن يوسف كوفى به عربى ترجمه گرديده است ، پس از وى « حنين » بن اسحاق عبادى متوفاى 260 ، و ابو الحسن ثابت بن قره حرانى متوفاى 288 به عربى نقل نمودهاند ، و شروح و حواشى و توضيحات و تحريرات زيادى از طرف فضلاى نامى اسلام بر آن نوشته شده است براى تفصيل و توضيح بيشتر به كتاب كشف الظنون ، ج 2 ، ص 131 - 132 چاپ مصر و « الذريعه » ج 4 ، ص 381 مراجعه فرماييد . مترجم .
( 2 ) . با ميم و جيم مكسوره و ياء مخفف در آخر آن ، واژه يونانى است و معنى آن « كاخ بزرگ » مىباشد . و حكيم معروف يونان « بطليموس » فلوذي آن را در علم هيئت نوشته است ، او در اين كتاب قواعدى را مطرح كرده كه مىتوان به وسيله آنها اوضاع فلكى و زمينى را ثابت نمود و پس از نهضت علمى اسلام ، حنين بن اسحاق آن را به عربى ترجمه كرد و حجاج بن يوسف كوفى و ثابت بن قره كه از فضلاى عهد مأمون الرشيدند آن را تنظيم و از برخى از زوايد تجريد نمودند ، سپس حكيم و فلكى نامى اسلام مرحوم خواجه نصير الدين طوسى اصلاحات و اضافاتى در آن بوجود آورد و به نام تحرير مجسطى معروف مىباشد براى توضيح بيشتر به كشف الظنون ، ج 2 ، ص 380 - 381 و الذريعه ، ج 4 ، ص 390 بازگشت شود . مترجم