تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
مسلمانان ، بلغاى عرب را از فكر معارضه باز مىداشت . آنها از ترس اين كه مبادا از ناحيهء حكمرانان اسلام ضررى متوجه جان و مال آنها شود انديشهء معارضه را از سر خود بيرون راندند و با قرآن معارضه ننمودند ، روزى هم كه حكومت خلفاى چهارگانه به پايان رسيد و امور خلافت و زمامدارى مسلمين به دست كسانى ( بنى اميه ) افتاد كه حكومت آنان بر اساس اصول اسلامى نبود ، آيات قرآن براى خاطر زيبايى الفاظ و متانت و استوارى معانى ، چنان مأنوس در اذهان شده و در عداد امور ارتكازى موروثى درآمده بود كه هيچ كس فكر معارضه با آن را نمىكرد . روى اين جهات بلغاى عرب از معارضه با قرآن انصراف پيدا كرده و در صدد معارضه بر نيامدند . پاسخ : اين اعتراض از جهاتى مردود است : اوّلا : پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم براى نخستين بار در سرزمين مكه با قرآن تحدى نمود و از آنان خواست كه سوره‌اى مانند آن بياورند و در آن روز اسلام در نهايت ضعف بود و هنوز قدرت مسلمانان شكوفا نگشته بود و قدرت و سيطره‌اى نداشتند با اين همه يك نفر از بلغاى عرب نتوانست با قرآن به معارضه برخيزد . ثانيا : ترس از دستگاه خلافت و بيم از قدرت مسلمانان مانع از آن نشد كه ملل غير مسلمان بر آيين خود باقى بمانند و كفر خود را اظهار كرده و نسبت به آيين اسلام انكار ورزند . در همان زمان در