تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
اجازهء نشر نامهء گذشته به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر ستايش خداى را كه پروردگار جهانيان است و درود و آفرين او بر سرور ما محمد و على و بر برادران او و پيامبران ديگر و بر خاندان برگزيده و ياران پرهيزگار او و بر همهء مؤمنان . درود و رحمت خدا و بركتهاى او بر شما باد پس از اينها ، نامهء گرامى شما كه به تاريخ 20 ربيع الاول سال 1370 نوشته شده بود همراه با جلد سوم و چهارم الغدير و كتاب « الغدير فى الاسلام » ( 1 ) رسيد خداوند از سوى من و همهء كسانى كه از آن بهره مند شوند بهترين پاداشى را به شما دهد كه به دانشمندان كوشا و كارى داده مىشود . آقاى مظفرى ! از نامه اى كه براى من فرستاده بودى دريافتم كه نامهء كوچك من كه پاره اى از برترىهاى « الغدير » در آن ياد شده بود تو را خوش آمده و پسند افتاده - و اين از لطف پروردگارم است و از مهرى كه تو به من دارى - تا آن جا كه آن را به نزد نگارندهء دانشمند « غدير » برده اى - كه خداوند تو و او را باقى بدارد تا ياران حق باشيد و دژ اهل آن - و ايشان - كه خدا نگهدارشان باشد - از سر بزرگوارى و براى دلگرمى من در صدد برآمده‌اند پس از آن نيكى كه در باره‌ام كردند پاداشى هم به من بدهند و آن هم در برابر كار من كه مصداق اين مثل عربى است : « آسمان بر دريا مىبارد و خود از آن مايه مىگيرد » ، اين است از تو خواسته‌اند اجازه بدهى نامهء مرا منتشر كنند ولى تو از روى فروتنىات ( كه بهترين
هامش
( 1 ) نگارش دانشمند يگانه شيخ محمد رضا فرج اللَّه ، در ج 1 ص 157 از چاپ دوم اشاره اى به آن كرديم