تو والاتر از آنى كه چكامههاى ستايشگر ، برترىات را بازگويد
چرا كه دهان روزگار با ستايشخوانىاش ، پاداش تو را خواهد داد .
- 7 - سخنسراى مبتكر ، شيخ محمد آل حيدر نجفى چكامه اى دارد
كه « انجمن شاخهء سخنسرايان حسينى » بخشى از آن - يا 67 بيتش را در يك نامهء 84 صفحه اى كه « الغدير در دانشگاه نجف » ناميده به چاپ رسانيده و سر آغاز آن :
« دل مرا مژده باد كه در دوستى تو ، به راه آمد
و كى ؟ از همان گاه كه اخگرى بر من آشكار شد كه زبانهء آن راهنمائى بود »
سراينده ، بخشى از چكامه اش را كه دربارهء كتاب ما بوده در آن جا چاپ نكرده و نشر آن را گذاشته است براى صفحات الغدير كه اينك مىآوريم :
اى پدر حسين ( على ) ! در راه تو بزرگمردانى را گرامى مىدارم
كه با بزرگى و سرورى ، خردها را به دوستى تو گرايش دادند
در دل آسمان به جستجو پرداختند
و براى حقيقت به جز تو درى نيافتند كه بسته باشد ( 1 )
و اگر چه دست روزگار پرده اى بر چهرهء هدايت كشيد ، ايشان
گرامىترين نقشها را از تاريخ دارا شدند
گداختند و براى گمگشتگان سرگردان ، همچون شمعها بودند .
و همين برايشان بس كه با گداختن خويش راه را روشن ساختند
درفش زندگى را به سوى نبردگاه حيات افراشته داشتند و با آن به پيشواز
دشمنان جنگجوى شتافته و آن را همچون تازيانه اى بر روى ايشان بلند كردند
نسبتهاى گناه آلود را از دامن تاريخ زدودند
و در كرانههاى جويبار آن ، نهال بخشندگى نشاندند
خردهاى خويش را با سطرهاى نوشته هاشان پيوند زدند
هامش
( 1 ) راستى كه سرور ما فرمانرواى مؤمنان دروازه اى به سوى خداوند است كه گشوده است - و نه بسته - هرچند كسانى كه پيشآمدهاى ناپسند و سهمناك ، او را از ايشان جدا نموده است آن را بسته پندارند