چون به سفرى دراز مىرفت
بزرگوارى از ياران خويش را بر مىگزيد
كه تا بازگشت او در جايش بنشيند
و هيچ نبردى نبود و هيچ گاه نشد كه دسته اى از ياران پيامبر براى كارى
فراهم آيند
مگر خود او كسى را بر مىگزيد كه سرور ايشان باشد و به دو
پشتگرم شوند
پس چگونه به سوى پروردگارش مىرود و كسى را بر نمىگزيند
كه مرزها و آئينهائى خدائى را با دست او بر پاى دارد ؟
آرى كار اين گزينش را در روز « غدير خم » به انجام رساند
و آن هم به گونه اى آشكارا ، كه انكار كنندگان نتوانندش پوشانيد .
نيمروزى آن راهنما بر فراز جهاز شتران شد
و همان گونه كه ايشان مىنگريستند و شير خدا پائينتر از او جاى داشت
بديشان گفت هان ! هر كس من سرپرست اويم
على سرپرست و راهنماى او است
و گفتار آشكار نامهء خداوند در هنگام روشنگرى ، بسى نمايان است
- براى كسى كه خردمند بوده و از انديشه اى استوار برخوردار باشد -
زيرا در آن جا ، سرپرستى را - پس از پيامبر طاها - براى كسى نهاده است
كه نماز بگزارد و در هنگام ركوع بخشندگى نمايد .
- 5 - و اين هم از سخنسراى بسيارسخن و نيكوگوى حاج شيخ محمد شيخ بندر - عفك
اى عبد الحسين امينى ! با چنان اراده اى « الغدير » را گرد آوردى
كه هيچ كس چگونگىاش را بازگو نتواند كرد
آن چه را از حديث دانان بر جا مانده بود همچون