تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
چون به سفرى دراز مىرفت بزرگوارى از ياران خويش را بر مىگزيد كه تا بازگشت او در جايش بنشيند و هيچ نبردى نبود و هيچ گاه نشد كه دسته اى از ياران پيامبر براى كارى فراهم آيند مگر خود او كسى را بر مىگزيد كه سرور ايشان باشد و به دو پشتگرم شوند پس چگونه به سوى پروردگارش مىرود و كسى را بر نمىگزيند كه مرزها و آئينهائى خدائى را با دست او بر پاى دارد ؟ آرى كار اين گزينش را در روز « غدير خم » به انجام رساند و آن هم به گونه اى آشكارا ، كه انكار كنندگان نتوانندش پوشانيد . نيمروزى آن راهنما بر فراز جهاز شتران شد و همان گونه كه ايشان مىنگريستند و شير خدا پائينتر از او جاى داشت بديشان گفت هان ! هر كس من سرپرست اويم على سرپرست و راهنماى او است و گفتار آشكار نامهء خداوند در هنگام روشنگرى ، بسى نمايان است - براى كسى كه خردمند بوده و از انديشه اى استوار برخوردار باشد - زيرا در آن جا ، سرپرستى را - پس از پيامبر طاها - براى كسى نهاده است كه نماز بگزارد و در هنگام ركوع بخشندگى نمايد .

- 5 - و اين هم از سخنسراى بسيارسخن و نيكوگوى حاج شيخ محمد شيخ بندر - عفك

اى عبد الحسين امينى ! با چنان اراده اى « الغدير » را گرد آوردى كه هيچ كس چگونگىاش را بازگو نتواند كرد آن چه را از حديث دانان بر جا مانده بود همچون