تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
دردناك « با آن كه در ميان دو عبارت » باز مىدارند و « و » از سيم « كلمهء » كسانى كه « افزوده شده و به آن وسيله رسانده است كه مىخواهد دربارهء كسان ديگرى نيز سخن بگويد و يك جمله را به جملهء ديگر عطف كند پس اين عبارت : * ( » وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ « ) * جمله اى است استينافى و به خاطر مبتدا بودن مرفوع است و - به گفتهء سدى - به جاى » اهل القبلة مسلمانان « آمده است . زمخشرى نيز در كشاف 31 / 2 مىنويسد : و مىتواند بود كه مقصود آيه همان مسلمانانى باشند كه از سيم و زر گنج نهاده و آن را انفاق نمىكنند . و بيضاوى در تفسير خود 499 / 1 مىنويسد : و مىتواند بود كه مقصود مسلمانانى باشند كه دارائىها را فراهم مىآورند و مىاندوزند و حقوقى را كه به آن تعلق مىگيرد نمىپردازند . و شوكانى در تفسير خود 339 / 2 مىنويسد : بهتر آن است كه با توجه به چگونگى الفاظ آيه ، حكم آن را عام بدانيم زيرا مفهومش پهناورتر از آن است كه فقط اهل كتاب را در بر بگيرد ، و آلوسى در تفسير خود 87 / 10 مىنويسد مقصود از كلمهء « كسانى كه » ، يا « بسيارى از دانايان و پارسايان ( يهود و مسيحى ) » است يا « مسلمانان » كه اين دومى مناسبتر است زيرا در پى آن مىخوانيم : و آن را در راه خدا اتفاق نمىكنند ( و مىدانيم كه دستور انفاق براى مسلمانان فرود آمده ) پس با توجه به مجموع اين سخنان در مىيابيم كه برداشت ابوذر ، درست و خود مناسبتر و برتر است و نه تنها ويژهء او نيست بلكه ديگران نيز آن را پذيرفته‌اند . اكنون چرا تنها او را با آن تهمتها مىكوبند ؟ و نه ديگران را ؟ و آيا ابوذر حساب جداگانه اى دارد كه تنها بر او حق داريم دروغ ببنديم و نه بر ديگران ؟ آرى ! آرى ! اما در آئيننامه‌هاى پيامبر نيز مىبينيم كه مانند آن چه را ابوذر گزارش كرده بسيارى از صحابه هم آورده‌اند ولى مدعيان ، آن كينه اى را كه از ابوذر در دل نهان داشته‌اند از هيچ كس ديگر به دل نگرفته‌اند و چرايش را نيز با توجه به برداشت ابوذر از مسألهء امامت مىتوان دريافت كه آن را از آغاز كار آشكار مىساخت - چه با گرايشهاى هميشگى خود به على و چه با ناسازگارىهائى كه در برابر خاندان اموى مىنمود - و اين بود خواستند او را بدنام نمايند و از هر راهى كه مىتوانند عقيده اش را ناچيز و سست نشان دهند . با آن كه در ميان ياران پيامبر كسانى