تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
هستند همچون : 1 - عبد اللَّه بن مسعود كه مىگويد : پيامبر ( ص ) بر بلال وارد شد و در نزد او مقدارى خرماى گرد آورده ديد گفت اى بلال اين چيست گفت اين را براى مهمانان تو آماده كرده‌ام گفت : آيا نترسيدى كه برايت دودى در آتش دوزخ گردد ؟ انفاق كن بلال و در برابر خداوند صاحب عرش از هيچ عظمتى باك مدار . گزارش بالا را بزار با اسنادى نيكو آورده و طبرانى هم در الكبير خود آن را با اين عبارت نقل كرده : آيا نترسيدى كه براى آن ، بخارى در آتش دوزخ بلند شود ؟ 2 - ابو هريره گويد پيامبر به ديدار بلال رفت و او براى وى مقدارى خرما كه گرد آورده بود بياورد وى گفت : بلال اين چيست گفت اى پيامبر خدا آن را براى تو اندوخته‌ام گفت نمىترسى كه همين را برايت بخارى در آتش دوزخ بگردانند ؟ بلال انفاق كن و در برابر خداوند صاحب عرش از تنگدستى پروا مدار اين گزارش را بويعلى و نيز طبرانى در الكبير و الاوسط به اسنادى نيكو آورده‌اند . 3 - اسماء دختر بوبكر آورده است كه پيامبر گفت : بخل مكن تا در برابرت بخل ننمايند و در يك گزارش : انفاق كن ، يا : ببخشاى يا : بپاش و از بخشش دست مدار كه خدا نيز از بخشش به تو خوددارى مىكند و نعمت را پيش خود نگاه مدار كه خدا نيز بدين گونه رفتار خواهد كرد . اين گزارش را نيز بخارى و مسلم و ابو داود بازگو كرده‌اند . 4 - بلال آورده است كه پيامبر گفت : اى بلال ! مستمند بمير و توانگر نمير گفتم چگونه اين سان باشم ؟ گفت هر چه روزىات شد پنهان مكن و هر چه از تو خواستند از بخشيدن آن خوددارى منما گفتم اى پيامبر خدا چگونه اين سان باشم ؟ گفت همين است و گرنه سرو كارت با آتش خواهد بود . اين گزارش را نيز طبرانى در الكبير و ابن حبان در كتاب الثواب بازگو كرده و حاكم نيز گذشته از نقل آن ، صحت آن را گواهى كرده است . 5 - انس بن مالك گويد : سه مرغ براى پيامبر ارمغان آوردند يكى را به