او باز داشتند كه هيچ كس به او نزديك نتوانست شد مگر امير مؤمنان و دو فرزندش و عمار . و چه درگيرىاى ميان ايشان و مروان پديد آمد و درگيرىاى نيز ميان امام با عثمان ، و سخنانى كه بدرقه كنندگان براى دلدارى ابوذر گفتند و آن چه را خود او به كسى كه در ربذه ديدارش كرد گفت و نيز سخن عثمان به عمار : اى گزندهء . . . پدر خويش ! آيا مىپندارى من از تبعيد او پشيمان شدهام ؟ و نيز سخنان ديگرى كه آشكارا مىرساند وى را نه با خشنودى خودش تبعيد كردهاند و سپس نيز نكوهش همهء ياران پيامبر به مسبب آن ؛ و پيش از همهء اينها ، دانستى كه پيامبر خود پيش بينى كرده بود كه با همهء دلبستگى جانسوزى كه ابوذر به همسايگى با آرامگاه پيامبر دارد او را از كنار آن ، به دور مىسازند . آرى بر گرديد به صفحات گذشته ، و گستردهء همين گزارشها را بخوانيد تا بنگريد كه چگونه آلوسى مىخواهد كسى را كه دوست مىدارد تيرهاى انتقاد را از سوى او باز گرداند و با گزارش كردن داستان به شكلى پندار آميز ، نكوهشهائى را كه متوجه او است منتفى گرداند كه پنداشته است دست كاوشگران از نشاندادن كجى و كاستىهاى كارش در مىماند . و اى كاش هيئت داوران فراموش نمىكردند كه گزارش آلوسى دربارهء چگونگى رفتن ابوذر به ربذه با آن چه خود ايشان از گفتار ابن كثير و ابن حجر به گواهى آوردهاند ناسازگار است زيرا آن دو اقرار كردهاند كه رفتن ابوذر به ربذه ، امرى خارج از اختيار وى و به صورت تبعيد بوده جز اين كه آن دو ، پرداختهاند به عذر آوردن از سوى مسبب قضيه .
7 - اينكه آلوسى گويد : اين است آن چه دربارهء داستان ابوذر بايستى اطمينان داشت . . . نگاه كنيد كه چگونه اين مرد مىخواهد حقايق ثابت را بر طبق خواستهها و هوسهايش انكار كند و مىپندارد كه مردم آن چه را او در هم بافته است اصل شايستهء پيروى گرفته ، نوشتههاى ديگر را از ميان مىبرند و بر چهرهء تاريخ ، پرده كشيده حديثها را از مجموعههاى مربوطه حذف مىكنند و جز كتاب او از همهء كتابهائى كه گزارش تبعيد ابوذر در آن ثبت شده و مأخذ ما در شرح قضيه است چشم مىپوشند با آن كه از پژوهشهاى گذشتهء ما روشن شد كه دانايان سنى در مورد اين رويداد به دو گونه بررسى كردهاند يك دسته از ايشان پيش آمدها را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: اكبر ثبوت
ص٢١٠